خوب، صحیح، درست، محق، برحق، راست، دقیق، مناسب، شایسته، بیعیب، بینقص، واقعی، حسابی، کامل، قائمه (زاویه)، کاملاً، دقیقاً، مستقیماً، بلافاصله، فوری، به طرف دست راست، به سمت راست، حق، اختیار، صاف کردن، به حالت عادی برگرداندن، کنترل کردن، اصلاح کردن، تصحیح کردن، جبران کردن