در حال بارگذاری ...
range
سلسله، رشته (کوه)، گستره، حدود، محدوده، حیطه، طیف، حوزه، قلمرو، بُرد، میدان، زیستگاه، محل زندگی (حیوان، گیاه)، مرتع، چراگاه (در آمریکا)، مرتب کردن، منظم کردن، ردیف کردن، به خط کردن، به صف کردن، نوسان داشتن، در تغییر بودن، گسترش داشتن
18256