در حال بارگذاری ...
operate
کارکردن، عمل کردن، مؤثر بودن، کارگر بودن، فعالیت داشتن، باز بودن، اداره شدن، به کار انداختن، راه انداختن (موتور)، اداره کردن، گرداندن، موجب شدن، باعث شدن، به دنبال داشتن، جراحی کردن
15458