در حال بارگذاری ...
govern v/
حکومت کردن، حکمروایی کردن، فرمان راندن، اداره کردن، مهار کردن، مسلط شدن بر، کنترل کردن، در اختیار گرفتن، تحت تأثیر قرار دادن، نظارت کردن
10104