سوآپ سنگآهن ؛ حلقه مفقوده لجستیک معدنی منطقه
بازآرایی مسیرهای حمل ، توسعه ظرفیت ریلی و هماهنگی میان معادن ، واحدهای فرآوری و کارخانههای فولادسازی در داخل کشور میتواند هزینه جابهجایی مواد اولیه را کاهش دهد و بهرهوری زنجیره تأمین فولاد را افزایش دهد .
به گزارش پرتال حمل و نقل ، در زنجیره فولاد ، مزیت تولید تنها به میزان ذخایر معدنی یا ظرفیت کارخانهها وابسته نیست ؛ مسیر انتقال مواد اولیه از معدن به واحدهای فرآوری و فولادسازی نیز در هزینه تمامشده و رقابتپذیری صنعت نقش تعیینکننده دارد . پراکندگی جغرافیایی معادن و کارخانهها ، محدودیت ظرفیت حمل ریلی و هزینه بالای جابهجایی ، ضرورت بازنگری در الگوی حملونقل و هماهنگی میان حلقههای مختلف این زنجیره را برجسته کرده است .
اظهارات علیرضا ابراهیمی ، مدیرعامل شرکت توسعه معادن و صنایع معدنی خاورمیانه (میدکو) ، درباره حجم جابهجایی بار ، سهم هزینههای لجستیکی و ظرفیت محدود حمل ریلی ، بار دیگر این پرسش را مطرح میکند که چگونه میتوان جریان انتقال مواد معدنی و محصولات میانی را در داخل کشور اقتصادیتر کرد .
میدکو ؛ زنجیرهای یکپارچه با نیاز لجستیکی گسترده
میدکو که در سال ۱۳۸۷ تأسیس شده، از مجموعههای بزرگ بخش خصوصی در حوزه معدن و صنایع معدنی کشور است . این شرکت حلقههای مختلف زنجیره تولید ، از اکتشاف و استخراج سنگآهن تا فرآوری، تولید گندله ، احیای مستقیم و فولادسازی را در مجموعهای یکپارچه گرد آورده است .
به گفته ابراهیمی ، میدکو بیش از ۴۰ مجتمع صنعتی در زیرمجموعه خود دارد ، حدود ۲۵ هزار نفر بهصورت مستقیم در آن اشتغال دارند و ظرفیت تولید فولاد این مجموعه به حدود ۴.۲ میلیون تن در سال میرسد .
با وجود یکپارچگی فرایند تولید ، پراکندگی جغرافیایی معادن و کارخانهها ، که عمدتاً از ضرورت استقرار واحدهای معدنی در نزدیکی ذخایر ناشی میشود ، حجم قابلتوجهی از جابهجایی مواد اولیه و محصولات میانی را به همراه دارد . در چنین شرایطی ، مدیریت مسیرهای حملونقل بخشی از راهبرد کاهش هزینه تولید و افزایش بهرهوری صنعتی است .
۳۰ میلیون تن جابهجایی ؛ ضرورت توسعه حمل ریلی
ابراهیمی اعلام کرد میدکو در سال گذشته حدود ۳۰ میلیون تن جابهجایی بار زمینی داشته است؛ حجمی که حمل جادهای و ریلی را شامل میشود .
به گفته مدیرعامل میدکو ، محدودیت ظرفیت شبکه ریلی ، سرعت سیر و کمبود زیرساختهای لازم از موانع توسعه بیشتر حمل ریلی هستند . او همچنین از همکاری با راهآهن جمهوری اسلامی ایران برای افزایش سهم این شیوه حمل خبر داد و هدفگذاری جابهجایی حدود دو میلیون تن بار از طریق راهآهن در سال جاری را مطرح کرد .
توسعه حمل ریلی در مسیرهای مناسب میتواند به کاهش فشار بر جادهها، مدیریت مصرف سوخت و انتقال اقتصادیتر محمولههای انبوه کمک کند . با این حال ، تحقق این ظرفیت به دسترسی معادن و کارخانهها به خطوط ریلی ، تأمین واگن و لکوموتیو، افزایش سرعت گردش ناوگان و هماهنگی برنامههای تولید و حمل وابسته است .
هزینه لجستیک ؛ فشاری بر مزیت تولید
مدیرعامل میدکو سهم لجستیک از هزینههای مجموعه در سال گذشته را حدود ۲۰ درصد اعلام کرد ؛ رقمی که اهمیت مدیریت حملونقل را در اقتصاد زنجیره معدن و فولاد نشان میدهد .
هزینه جابهجایی تنها به کرایه کامیون یا واگن محدود نیست . مسافت انتقال ، دسترسی به سوخت ، زمان انتظار ، ظرفیت ناوگان و ضرورت جابهجایی محصولات میان واحدهای پراکنده نیز بر هزینه تمامشده اثر میگذارند .
ابراهیمی بر ضرورت هماهنگی بیشتر میان مجموعههای بزرگ معدنی و فولادی تأکید کرد .
به گفته او ، بازنگری در مسیرهای حمل و نزدیککردن حلقههای مختلف زنجیره از طریق برنامهریزی مشترک میتواند به کاهش مسافت جابهجایی و هزینههای مرتبط کمک کند .
سوآپ سنگآهن ؛ فراتر از جابهجایی متعارف
در بررسی راهکارهای بهینهسازی لجستیک معدنی ، مفهوم سوآپ سنگآهن را میتوان از منظر امکان مبادله یا جایگزینی محمولهها میان تولیدکنندگان و مصرفکنندگان داخلی نیز بررسی کرد ؛ البته چنین الگویی با حمل عادی مواد معدنی تفاوت دارد و به توافق میان طرفها ، مشخصات کیفی محمولهها و توجیه اقتصادی نیازمند است .
در این چارچوب ، هماهنگی میان معادن ، واحدهای فرآوری و کارخانههای فولادسازی میتواند زمینه بررسی راهکارهایی را فراهم کند که در آن ، جریان تأمین و تحویل مواد اولیه با توجه به موقعیت جغرافیایی واحدها و هزینه حمل بازتنظیم شود . با این حال ، هرگونه مبادله یا جایگزینی محموله باید از نظر کیفیت محصول ، تعهدات قراردادی ، هزینه انتقال و منافع اقتصادی طرفها ارزیابی شود .
ابراهیمی در اظهارات خود بر ضرورت همکاری میان بنگاههای معدنی و فولادی و کاهش مسافت جابهجایی تأکید کرد ، اما برنامه مشخصی برای اجرای سوآپ سنگآهن اعلام نکرد . از اینرو ، این موضوع در گزارش حاضر بهعنوان ظرفیتی برای بررسی کارشناسی مطرح میشود ، نه طرحی قطعی از سوی میدکو .
نتیجهگیری ؛ از معدن تا کارخانه ، با هزینه کمتر
زنجیره فولاد زمانی میتواند از ظرفیت تولید خود به مزیت اقتصادی پایدار برسد که انتقال مواد اولیه و محصولات میانی نیز با هزینه و زمان مناسب انجام شود . توسعه حمل ریلی، افزایش هماهنگی میان بنگاهها ، بازنگری در مسیرهای جابهجایی و بررسی سازوکارهای مبادله یا جایگزینی محمولهها ، از جمله محورهایی هستند که میتوانند در بهبود بهرهوری لجستیک معدنی کشور نقش داشته باشند .
در نهایت ، مسئله فقط انتقال سنگآهن نیست ؛ مسئله طراحی جریان هوشمندانهتری از مواد و محصولات میان معادن و کارخانههاست ؛ جریانی که بتواند هزینه حمل را کاهش دهد، از ظرفیتهای موجود بهتر استفاده کند و رقابتپذیری زنجیره فولاد ایران را افزایش دهد .