تقویت ترانزیت شمال ایران ؛ از ظرفیت جغرافیایی تا ایجاد زنجیره حمل قابل اتکا
تقویت ترانزیت شمال کشور نباید تنها بر ساخت پروژههای جدید متمرکز باشد ؛ بلکه اصلاح فرآیندها ، کاهش توقفهای مرزی ، هماهنگی میان دستگاههای مرتبط ، ارتقا کیفیت خدمات بندری و ایجاد اتصال واقعی میان حلقههای زنجیره حملونقل ، از الزامات اصلی این مسیر به شمار میرود .
به گزارش پرتال حمل و نقل ، شهرام آدمنژاد در یادداشتی به بررسی الزامات تقویت حملونقل بینالمللی و ترانزیت شمال کشور با رویکرد افزایش تابآوری زنجیره تأمین پرداخته است.
اختلال در مسیرهای سنتی تجارت خارجی و افزایش ریسکهای حملونقل ، ضرورت تقویت مسیرهای مکمل و ایجاد شبکهای انعطافپذیرتر برای جابهجایی کالا را بیش از گذشته نمایان کرده است . با این حال ، تجربههای بینالمللی نشان میدهد که صرف برخورداری از موقعیت جغرافیایی مناسب یا توسعه زیرساخت ، بهتنهایی نمیتواند یک مسیر ترانزیتی موفق ایجاد کند .
در این یادداشت تأکید شده است که مزیت جغرافیایی شمال ایران زمانی به مزیت اقتصادی تبدیل خواهد شد که صاحبان کالا بتوانند یک خدمت حمل قابل پیشبینی ، با هزینه شفاف ، زمان تحویل مشخص ، مسئولیت قراردادی روشن و پوشش مناسب دریافت کنند .
بر این اساس ، تقویت ترانزیت شمال کشور نباید تنها بر ساخت پروژههای جدید متمرکز باشد ؛ بلکه اصلاح فرآیندها ، کاهش توقفهای مرزی ، هماهنگی میان دستگاههای مرتبط ، ارتقا کیفیت خدمات بندری و ایجاد اتصال واقعی میان حلقههای زنجیره حملونقل ، از الزامات اصلی این مسیر به شمار میرود .
مسیرهای شمالی ؛ مکمل تجارت خارجی کشور
در این یادداشت ، سه محور اصلی برای توسعه شبکه حمل و نقل شمال کشور مورد توجه قرار گرفته است ؛ مسیر زمینی غرب خزر ، مسیر دریایی خزر و مسیر ریلی و جادهای شمالشرق کشور .
بر اساس این رویکرد ، انتخاب مسیر نباید صرفاً بر مبنای ظرفیت اسمی زیرساختها انجام شود ، بلکه باید نوع کالا ، مقصد نهایی ، تقاضای واقعی ، امکان پذیرش در کشور مقابل و قابلیت ارائه خدمت منظم مورد ارزیابی قرار گیرد .
همچنین تأکید شده است که افزایش ظرفیت یک پایانه یا بندر ، بدون توجه به سایر حلقههای زنجیره ، ممکن است تنها موجب انتقال گلوگاه از یک نقطه به نقطه دیگر شود .
اولویت با کاهش توقف و افزایش بهرهوری
یکی از محورهای اصلی این یادداشت ، تغییر نگاه از «افزایش ظرفیت اسمی» به «افزایش ظرفیت قابل استفاده» است .
در این چارچوب ، اقداماتی مانند ثبت اطلاعات محموله پیش از ورود ، مدیریت هوشمند صفها ، هماهنگی فرآیندهای گمرکی ، کاهش توقفهای غیرضروری، مشخص شدن مسئول هر مرحله از فرآیند و اندازهگیری دقیق زمان عبور ، از مهمترین اقدامات برای افزایش بهرهوری شبکه معرفی شدهاند .
بر اساس پیشنهاد ارائه شده ، پیش از هرگونه سرمایهگذاری گسترده ، باید مسیرها و خدمات منتخب در مقیاس محدود مورد ارزیابی قرار گیرند تا ظرفیت واقعی ، میزان تقاضا و مشکلات اجرایی مشخص شود .
توسعه ترانزیت بر پایه تقاضای واقعی
این یادداشت تأکید میکند که توسعه پایدار ترانزیت نیازمند وجود بار واقعی ، قراردادهای قابل اتکا ، امکان تسویه مالی ، پوشش بیمهای و پذیرش مقصد است .
اعلام ظرفیتهای بزرگ بدون بررسی تقاضای واقعی و بدون ایجاد زنجیره کامل خدمت ، نمیتواند تضمینکننده رشد پایدار ترانزیت باشد .
همچنین در این چارچوب ، سه گروه بار شامل کالاهای حساس به زمان ، کالاهای حجیم و کمارزش و کالاهای خاص نیازمند تجهیزات ویژه ، باید بهصورت جداگانه تحلیل و برای هرکدام خدمت متناسب طراحی شود .
معیار موفقیت ؛ عملکرد واقعی شبکه
در این یادداشت پیشنهاد شده است ارزیابی عملکرد مسیرهای شمالی بر اساس شاخصهایی مانند کاهش زمان توقف مرزی ، افزایش تحویل بهموقع محمولهها ، کاهش هزینه کامل حمل ، کاهش توقف ناوگان ، بهبود زمان ماندگاری کالا در بنادر و افزایش اعتماد صاحبان کالا انجام شود .
بر این اساس ، توسعه ظرفیت و سرمایهگذاریهای جدید باید پس از اثبات عملکرد عملیاتی و شناسایی دقیق گلوگاهها صورت گیرد .
تقویت ترانزیت شمال ایران میتواند نقش مهمی در افزایش تابآوری تجارت خارجی کشور ایفا کند ؛ اما این هدف زمانی محقق خواهد شد که زیرساخت ، فرآیند ، خدمات لجستیکی و هماهنگی بیندستگاهی در کنار یکدیگر قرار گیرند .