راننده برای همهچیز پاسخگوست ؛ اما چه کسی پاسخگوی حقوق اوست ؟ / چرا باید مسئولیت خطاهای خارج از اختیار راننده بر دوش او باشد ؟
به گزارش پرتال حملونقل به قلم شهرام آدمنژاد ، راننده بینالمللی در زنجیره حملونقل و تجارت خارجی ، صرفاً راننده یک وسیله نقلیه نیست . او در طول یک سفر با بارنامه و اسناد گمرکی ، پلمب ، مرز ، پلیس ، بیمه ، صاحب کالا ، شرکت حملونقل و مقررات کشورهای مختلف مواجه است و در بسیاری از موارد ، نخستین فردی است که باید درباره وضعیت محموله و اسناد آن توضیح ارائه کند .
با این حال ، در نظام حملونقل کشور ، معمولاً زمانی که صحبت از راننده میشود ، ابتدا از «تکلیف» و «تخلف» سخن گفته میشود ؛ کمتر درباره این پرسش صحبت میشود که راننده از چه حقوقی برخوردار است و چه کسی باید او را برای شناخت و مطالبه این حقوق توانمند کند ؟
مسئولیت راننده ، مسئولیت همه زنجیره نیست
بدیهی است که راننده نسبت به اقداماتی که در حوزه اختیار و وظایف او قرار دارد مسئول است . کنترل وضعیت خودرو ، رعایت مقررات ، توجه به وزن و مهار بار ، کنترل پلمب و اسناد و گزارش مغایرتها ، بخشی از مسئولیت حرفهای اوست .
اما حملونقل بینالمللی یک زنجیره است و راننده تنها یکی از حلقههای آن محسوب میشود . صاحب کالا ، فرستنده ، بارگیر ، فورواردر ، شرکت حمل و سایر عوامل نیز در شکلگیری یک عملیات حمل نقش دارند .
در موضوعاتی مانند اضافهبار ، اطلاعات نادرست کالا ، نقص اسناد یا مغایرت بار ، باید مشخص باشد کدام بخش در اختیار راننده بوده و کدام بخش خارج از اختیار او قرار داشته است .
راننده نباید از مسئولیت خود فرار کند ؛ اما مسئولیت سایر حلقهها نیز نباید بهصورت پیشفرض به آخرین فرد حاضر در زنجیره منتقل شود .
سازمان راهداری ؛ تکلیف راننده روشن است ، حق راننده چطور ؟
اینجا نقش سازمان راهداری و حملونقل جادهای بهعنوان متولی و سیاستگذار بخش ، بیش از همیشه اهمیت پیدا میکند .
اگر از راننده انتظار داریم مقررات را بداند و اجرا کند ، این انتظار منطقی است که اطلاعات لازم درباره حقوق ، مسئولیتها و حدود وظایف او نیز بهصورت شفاف ، قابل دسترس و مستمر در اختیارش قرار گیرد .
سؤال اینجاست که در کنار حجم مقررات و الزامات کنترلی که راننده باید رعایت کند ، چه سازوکار مشخص و فراگیری برای آموزش حقوق راننده بینالمللی وجود دارد ؟
راننده باید بداند در مواجهه با بارنامه مغایر چه اقدامی انجام دهد؛ اگر وزن بار با اسناد تطابق ندارد چه مسیری برای ثبت موضوع دارد ؛ اگر پلمب آسیب دید چگونه باید آن را گزارش کند ؛ در صورت مواجهه با سندی که مفهوم آن را نمیداند چه حقی دارد و اگر ساعتها در مرز یا پایانه متوقف شد، چگونه میتواند این زمان را مستند کند .
اینها صرفاً مسائل صنفی نیستند ؛ بخشی از کیفیت حکمرانی در حملونقل بینالمللی کشورند .
به نظر میرسد در سالهای گذشته ، بخش مهمی از نگاه سیاستگذاری به راننده حول محور کنترل ، مقررات و رعایت الزامات شکل گرفته است ؛ در حالی که ضلع دیگر این رابطه ، یعنی آموزش ، حمایت ، دسترسی به اطلاعات و صیانت حرفهای از راننده ، نیازمند توجه بیشتری است .
چرا راننده باید خودش همهچیز را یاد بگیرد ؟
رانندهای که از ایران وارد یک عملیات ترانزیتی میشود ، باید با اسناد حمل ، مقررات گمرکی ، پلمب ، بیمه ، قوانین کشورهای مسیر ، الزامات ایمنی ، مدیریت خستگی و حتی نحوه ثبت یک رخداد یا اختلاف آشنا باشد .
آیا منطقی است که انتظار داشته باشیم راننده تمام این الزامات پیچیده را صرفاً از تجربه شخصی یا از دیگر رانندگان یاد بگیرد ؟
اگر آموزش برای رعایت مقررات ضروری است ، آموزش حقوق و مسئولیتهای راننده نیز باید بخشی از نظام رسمی آموزش حملونقل بینالمللی باشد .
اینجا دقیقاً جایی است که سازمان راهداری میتواند نقش مؤثرتری ایفا کند؛ نه فقط با تدوین یا ابلاغ مقررات ، بلکه با تبدیل مقررات به دانش قابل استفاده برای راننده در جاده .
تأخیر مرزی ؛ راننده نباید هزینه ناکارآمدی عملیاتی را با خستگی بپردازد
یکی دیگر از موضوعاتی که نیازمند نگاه جدیتر سیاستگذار است ، زمان انتظار رانندگان در مرزها ، گمرک ، پایانهها و محل بارگیری و تخلیه است .
راننده در این زمانها عملاً در حال انجام مأموریت است ، اما تأخیرهای طولانی میتواند برنامه سفر ، درآمد ، استراحت و ایمنی او را تحت تأثیر قرار دهد .
اگر قرار است راننده ساعات رانندگی و استراحت را رعایت کند ، باید میان این الزام و واقعیتهای عملیاتی سفر نیز هماهنگی وجود داشته باشد .
نمیتوان از راننده رعایت استانداردهای ایمنی را مطالبه کرد ، اما آثار تأخیرهای طولانی زنجیره حمل را صرفاً مسئله شخصی او دانست .
سازمان راهداری بهعنوان متولی بخش ، میتواند با ایجاد سازوکار دقیق ثبت و تحلیل زمان انتظار ، مشخص کند بخش قابل توجهی از زمان سفر در کجا از بین میرود و برای کاهش این اتلاف زمان چه باید کرد .
حق راننده ، بخشی از ایمنی حملونقل است
آگاهی راننده از حقوق خود صرفاً برای دفاع در برابر اختلافات نیست . رانندهای که میداند چه چیزی را باید ثبت کند، چه سندی را نباید بدون بررسی امضا کند ، چگونه مغایرت را گزارش دهد و در برابر فشار برای تخلف چه مسیری را طی کند ، در عمل رانندهای ایمنتر و حرفهایتر است .
بنابراین حقوق راننده را نباید موضوعی جدا از ایمنی ، بهرهوری و کیفیت حملونقل دانست .
از سازمان راهداری انتظار میرود در کنار سیاستهای نظارتی ، یک سیاست مشخص برای توانمندسازی حقوقی و حرفهای رانندگان بینالمللی تعریف کند ؛ سیاستی که خروجی آن برای راننده قابل لمس باشد، نه صرفاً یک دستورالعمل دیگر در میان انبوه مقررات .
راننده باید مسئول باشد ، اما نباید بیاطلاع و بیپشتوانه باشد
راننده حرفهای باید مسئولیتپذیر باشد؛ اما مسئولیتپذیری بدون آگاهی، آموزش و حمایت سازمانی نمیتواند پایدار باشد .
در یک نظام حرفهای حملونقل، راننده باید هم تکالیف خود را بشناسد و هم حقوقش را ؛ هم بداند در چه مواردی مسئول است و هم بداند در چه مواردی مسئولیت خارج از اختیار اوست .
اکنون شاید زمان آن رسیده باشد که در کنار هر مقرراتی که برای راننده تعیین میشود ، یک سؤال ساده نیز پرسیده شود : راننده چگونه باید این مقررات را اجرا کند و در صورت بروز اختلاف ، چه ابزار و پشتیبانی برای دفاع از حقوق حرفهای خود در اختیار دارد ؟
پاسخ به این سؤال میتواند نقطه آغاز تغییر نگاه از «راننده بهعنوان موضوع نظارت» به «راننده بهعنوان سرمایه حرفهای حملونقل کشور» باشد .