ایمنی راه ؛ حلقه مفقودهای به نام مطالبهگری اجتماعی
به گزارش پرتال حملونقل به قلم شهرام آدمنژاد ، ایمنی راه در جهان امروز دیگر صرفاً یک موضوع فنی ، مهندسی یا اجرایی نیست ؛ بلکه یک مسئله اجتماعی ، اقتصادی و انسانی است که با کیفیت زندگی مردم ارتباط مستقیم دارد . هر حادثه رانندگی ، فراتر از خسارت یک خودرو یا توقف یک سفر ، میتواند آینده یک خانواده را تغییر دهد و هزینههایی جبرانناپذیر بر جامعه تحمیل کند .
با وجود تلاشهای انجام شده از سوی دستگاههای مختلف ، واقعیت این است که ایمنی راه همچنان یکی از چالشهای مهم کشور محسوب میشود . دلیل این موضوع را نمیتوان تنها در کمبود زیرساخت ، کیفیت خودرو یا رفتار کاربران جستوجو کرد ؛ بلکه باید آن را در مجموعهای از عوامل بههمپیوسته دید که از سیاستگذاری و نظارت تا فرهنگ عمومی و میزان پاسخگویی اجتماعی را در بر میگیرد .
در چنین شرایطی ، یکی از حلقههای کمتر دیدهشده در نظام ایمنی راه ، مطالبهگری اجتماعی است ؛ حلقهای که میتواند میان مردم ، متخصصان و دستگاههای مسئول ارتباط ایجاد کند و موضوع ایمنی را از سطح هشدارهای مقطعی به یک مطالبه مستمر ملی تبدیل نماید .
جمعیت طرفداران ایمنی راهها ؛ از یک ضرورت اجتماعی تا یک مسئولیت بزرگتر
شکلگیری «جمعیت طرفداران ایمنی راهها» برآمده از یک نیاز مهم بود ؛ نیاز به وجود نهادی که بتواند موضوع ایمنی را از زاویه منافع عمومی دنبال کند و صدای جامعه را در کنار مجموعه دستگاههای مسئول نمایندگی نماید .
وجود چنین تشکلی در حوزهای مانند ایمنی راه ، ضرورتی انکارناپذیر است ؛ زیرا دولت ، پلیس ، دستگاههای اجرایی ، خودروسازان و سایر متولیان ، هر کدام مسئولیتهای مشخصی دارند ، اما هیچ نظام ایمنی پایداری بدون مشارکت فعال جامعه مدنی شکل نمیگیرد .
با این حال ، یک پرسش اساسی همچنان مطرح است : آیا ظرفیت یک تشکل مدنی مانند جمعیت طرفداران ایمنی راهها تاکنون به اندازه اهمیت مأموریت آن به کار گرفته شده است ؟
انتظار جامعه از یک نهاد تخصصی ایمنی ، صرفاً برگزاری نشستها، حضور در مناسبتها یا انتشار پیامهای عمومی نیست . یک تشکل اثرگذار باید بتواند به مرجعی تبدیل شود که خطرها را شناسایی کند ، داده تولید کند ، مطالبه ایجاد کند و تا رسیدن به نتیجه ، موضوعات را پیگیری نماید .
فاصله میان آگاهیبخشی و مطالبهگری مؤثر
یکی از تفاوتهای مهم میان یک تشکل معمولی و یک نهاد اجتماعی اثرگذار ، در نوع مواجهه آن با مسئله است .
آگاهیبخشی ، اگر چه ضروری است ، اما به تنهایی کافی نیست . جامعه امروز نیازمند نهادی است که بتواند از مرحله اطلاعرسانی عبور کند و به مرحله مطالبهگری حرفهای برسد .
برای مثال ، وقتی یک نقطه حادثهخیز در یک مسیر شناسایی میشود ، نقش یک نهاد مدنی نباید تنها اعلام وجود خطر باشد . باید مشخص شود علت ایجاد خطر چیست ، کدام دستگاه مسئول اصلاح آن است، چه راهکار کارشناسی برای رفع مشکل وجود دارد و روند اصلاحات چگونه باید دنبال شود .
این همان نقطهای است که جمعیت طرفداران ایمنی راهها میتواند نقش پررنگتری ایفا کند ؛ نقشی که آن را از یک مجموعه همراه و مشارکتکننده ، به یک دیدهبان واقعی ایمنی تبدیل کند .
جامعه ؛ فقط قربانی حوادث نیست ، بخشی از راهحل است
یکی از مهمترین ظرفیتهای مغفول در حوزه ایمنی راه، تجربه و اطلاعاتی است که در میان مردم وجود دارد .
رانندگان ، مسافران ، ساکنان مناطق مختلف و کاربران روزمره راهها، هر روز با خطرهایی مواجه میشوند که ممکن است در گزارشهای رسمی کمتر دیده شوند ؛ از نقاط پرخطر شهری و جادهای گرفته تا مشکلات روشنایی ، علائم ، طراحی مسیرها و رفتارهای پرریسک .
یک تشکل مدنی قدرتمند باید بتواند این تجربههای پراکنده را جمعآوری ، تحلیل و به مطالبه مشخص تبدیل کند .
ایجاد سامانه گزارش مردمی خطر ، تشکیل شبکه دیدهبانان ایمنی راه در استانها و شهرستانها، تهیه اطلس نقاط پرخطر و انتشار گزارشهای دورهای درباره وضعیت ایمنی کشور، از جمله اقداماتی است که میتواند جایگاه یک نهاد اجتماعی را ارتقا دهد .
ایمنی بدون داده و دانش ، به شعار تبدیل میشود
یکی از چالشهای مهم در حوزه ایمنی راه ، فاصله میان اطلاعات موجود و استفاده مؤثر از آنهاست . تصمیمگیری در این حوزه باید بر پایه داده ، پژوهش ، تحلیل آماری و دانش تخصصی باشد .
جمعیت طرفداران ایمنی راهها میتواند با ایجاد یک مرکز مطالعاتی یا رصدخانه اجتماعی ایمنی راه ، نقش مهمی در تولید دانش ایفا کند ؛ نهادی که بتواند وضعیت ایمنی را تحلیل کند ، روندها را بررسی کند و به جای واکنش پس از حادثه ، بر پیشگیری تمرکز داشته باشد .
امروز فناوریهای نوین و هوش مصنوعی این امکان را فراهم کردهاند که دادههای تصادفات ، گزارشهای مردمی ، تصاویر و اطلاعات مسیرها تحلیل شوند و خطرها پیش از تبدیل شدن به حادثه شناسایی شوند.
یک نهاد مدنی در حوزه ایمنی ، اگر نتواند تولیدکننده دانش و تحلیل باشد ، بخش مهمی از قدرت اثرگذاری خود را از دست خواهد داد .
مطالبهگری ؛ به معنای تقابل نیست
مطالبهگری اجتماعی در حوزه ایمنی راه نباید به معنای تقابل با دولت یا دستگاههای مسئول تلقی شود .
یک تشکل حرفهای میتواند همکار و منتقد همزمان باشد ؛ یعنی ضمن همکاری با دستگاهها ، نسبت به کاستیها نیز با نگاه کارشناسی هشدار دهد .
جامعه انتظار ندارد یک نهاد مدنی جایگزین دولت شود ؛ انتظار دارد این نهاد بتواند پرسشهای درست مطرح کند، مشکلات را شفاف کند و از مسئولان بخواهد وظایف خود را با دقت و مسئولیت بیشتری انجام دهند .
در کنار آن ، خود مردم نیز بخشی از این زنجیره هستند . راننده ، موتورسوار و عابر پیاده نیز در شکلگیری یک فرهنگ ایمن نقش دارند و نمیتوان تمام مسئولیت را بر دوش یک بخش خاص گذاشت .
ایمنی راه زمانی به یک مطالبه ملی تبدیل میشود که جامعه احساس کند صدای آن شنیده میشود و نهادی وجود دارد که خطرها را شناسایی ، پیگیری و تا رسیدن به نتیجه دنبال میکند .
جمعیت طرفداران ایمنی راهها از ظرفیت آن برخوردار است که به یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی حوزه حملونقل تبدیل شود ؛ اما تحقق این جایگاه ، نیازمند عبور از نگاههای سنتی و حرکت به سمت یک تشکل دادهمحور ، تخصصی و مطالبهگر است .
این جمعیت باید بتواند میان تجربههای روزمره مردم ، دانش تخصصی و فرآیند تصمیمگیری ارتباط برقرار کند ؛ به گونهای که نه صرفاً بازتابدهنده نگرانیهای عمومی باشد ، بلکه با ارائه تحلیل ، تولید دانش و پیگیری مستمر ، به بخشی از فرآیند اصلاح نظام ایمنی کشور تبدیل شود .
پرسش اصلی پیشروی چنین نهادی این است که آیا صرفاً درباره ایمنی سخن میگوید، یا برای تحقق ایمنی نیز مطالبه ، پیگیری و اقدام میکند ؟
معیار موفقیت یک نهاد اجتماعی در حوزه ایمنی ، تعداد جلسات ، همایشها یا برنامههای برگزارشده نیست ؛ بلکه میزان تغییری است که در زندگی مردم ایجاد میکند ؛ خطرهایی که کاهش مییابد، تصمیمهایی که اصلاح میشود و جانهایی که حفظ میشود .
زیرا در نهایت ، فلسفه وجودی همه تلاشها در حوزه ایمنی راه، یک مفهوم بنیادین است : «ایمنی راه ، حق زندگی است.»