پول عمومی ، تصمیم غیرعمومی ؛ توسعه مساوی پروژه نیست
به گزارش پرتال حمل و نقل ، عضو هیئت علمی دانشکده شهرسازی دانشگاه تهران با انتقاد از نگاه صرفاً فنی و مدیریتی به ابرپروژهها تأکید کرد : پروژهای که از بودجه عمومی استفاده میکند ، نمیتواند از عرصه عمومی و پرسشگری جامعه دور بماند .
به اعتقاد او ، یکی از خطاهای رایج در نظام برنامهریزی کشور ، برابر گرفتن «توسعه» با «ساخت پروژه» و تبدیل کلنگزنی و افتتاح طرحهای بزرگ به نشانه پیشرفت است .
مرتضی هادی جابریمقدم در نشست معرفی مجموعه «سنگ ، کاغذ ، قیچی» گفت : هدف اصلی از شکلگیری این مجموعه ، کشاندن موضوع پروژههای عمرانی و زیرساختی از حلقههای محدود تخصصی به عرصه عمومی بوده است .
وی اظهار کرد : ابرپروژهها معمولاً موضوعاتی فنی ، اقتصادی ، مالی و مدیریتی تلقی میشوند و همین مسئله باعث شده تصور شود بحث درباره آنها باید تنها در اتاقهای تخصصی و توسط گروههای محدودی از کارشناسان و مدیران انجام شود .
وقتی پول عمومی خرج میشود ، پرسشگری هم عمومی است
جابریمقدم تأکید کرد زمانی که یک پروژه از بودجه و منابع عمومی استفاده میکند، جامعه نیز باید حق داشته باشد درباره ضرورت ، اولویت ، هزینهها و پیامدهای آن سؤال کند .
وی گفت : یکی از دلایل انتشار مجموعه «سنگ، کاغذ، قیچی» در قالبی رسانهای و با زبانی قابل فهم ، همین بوده است که بحث ابرپروژهها از انحصار زبان تخصصی خارج شود و مردم نیز بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند . جامعه باید بتواند نسبت به یک پروژه سؤال داشته باشد ، در ضرورت آن تردید کند و بپرسد چرا باید منابع عمومی به یک پروژه خاص اختصاص پیدا کند .
پروژهها نباید از دسترس افکار عمومی خارج شوند
این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران افزود بسیاری از پروژههای بزرگ ، با وجود آنکه مستقیماً از منابع عمومی تغذیه میشوند ، در عمل به موضوعاتی دور از دسترس عموم تبدیل شدهاند . مردم معمولاً اطلاعات روشنی درباره چرایی تعریف پروژه ، هزینه نهایی ، نحوه تأمین مالی ، پیامدهای اجتماعی و محیطزیستی و حتی گزینههای جایگزین در اختیار ندارند .
از نگاه او ، همین فاصله میان «پول عمومی» و «تصمیم غیرعمومی» یکی از مسائل مهم نظام پروژهسازی کشور است .
«سنگ ، کاغذ ، قیچی» برای باز کردن یک گفتوگوی عمومی
جابریمقدم درباره محتوای مجموعه «سنگ ، کاغذ ، قیچی» توضیح داد که این مجموعه دو مسیر را بهطور همزمان دنبال کرده است؛ بخشی از مطالب به پرسشهای بنیادی درباره ابرپروژهها اختصاص دارد و بخش دیگر به نمونههای عینی و پروژههایی میپردازد که مردم در شهرها و مناطق مختلف کشور بهطور مستقیم یا غیرمستقیم با آنها مواجه هستند .
وی تأکید کرد : هدف این نبوده که این مجموعه پاسخ نهایی به همه مسائل ارائه کند ، بلکه قرار است آغازگر یک گفتوگوی گستردهتر میان دانشگاهیان ، رسانهها ، کارشناسان ، پژوهشگران و جامعه باشد .
توسعه را با «ساختن» یکی گرفتهایم
این استاد دانشگاه یکی از پیشفرضهای مهم در نظام برنامهریزی را همسان دانستن توسعه با ساخت پروژه عنوان کرد . در ذهن بخشهایی از جامعه و حتی جامعه تخصصی ، توسعه با تصاویر فیزیکی و قابل مشاهدهای مانند سد ، راهآهن ، بزرگراه ، پل ، فرودگاه و دیگر پروژههای بزرگ مترادف شده است .
به گفته او ، این پرسش باید بهصورت جدی مطرح شود که آیا هر پروژه بزرگ الزاماً به توسعه منجر میشود و آیا افزایش تعداد و ابعاد پروژهها میتواند بهتنهایی معیار توسعهیافتگی باشد ؟
عطش «بزرگترین ، بلندترین و طولانیترین»
جابریمقدم از پدیدهای با عنوان «مدیریت کلنگی» یاد کرد و گفت : طی چند دهه نوعی میل مستمر به تعریف ، کلنگزنی و افتتاح پروژههای جدید در کشور شکل گرفته است .
او افزود : حتی در معرفی بسیاری از پروژهها ، صفتهایی مانند «بزرگترین» ، «بلندترین» و «طولانیترین» بهعنوان امتیاز مطرح میشوند؛ در حالی که ابعاد بزرگتر یک پروژه الزاماً به معنای اثربخشی بیشتر آن نیست .
وی تأکید کرد پیش از هر پروژه باید پرسید مسئلهای که قرار است حل شود چیست و آیا پروژه پیشنهادی بهترین و کمهزینهترین راهحل آن مسئله است یا خیر .
اگر به ناترازی نمیرسیدیم باید تعجب میکردیم
این عضو هیئت علمی دانشکده شهرسازی دانشگاه تهران ، ناترازیهای امروز کشور را نیز بیارتباط با مسیر چند دهه گذشته ندانست .
وی گفت : وقتی سالها توسعه فیزیکی ، مصرف منابع و گسترش زیرساختها با سرعت بالا ادامه پیدا کرده ، بروز ناترازی در حوزههایی مانند انرژی ، آب ، سوخت و منابع مالی چندان دور از انتظار نیست .
به گفته جابریمقدم ، یکی از مطالب مجموعه «سنگ ، کاغذ ، قیچی» با عنوان «ناترازی در تراز» بر همین نکته تأکید میکند که اگر مسیری که در این سالها طی شده به وضعیت ناترازی منجر نمیشد ، باید از آن تعجب میکردیم .
آیا مگاپروژهها واقعاً توسعه میآورند ؟
وی یکی از محورهای جدید مطالعات برنامهریزی در جهان را پرسش از رابطه میان مگاپروژهها و توسعه دانست .
جابریمقدم گفت : سالها بخش عمده مطالعات مربوط به پروژههای بزرگ بر نحوه تأمین مالی ، مدیریت ، فناوری و شیوه اجرای آنها متمرکز بوده ، اما اکنون پرسش مهمتری در حال مطرح شدن است: آیا اساساً این پروژه باید ساخته شود ؟
از نگاه او، این تغییر نگاه اهمیت زیادی دارد ؛ زیرا ممکن است یک پروژه از نظر مهندسی و مدیریتی به بهترین شکل اجرا شود ، اما اصل تصمیم برای ساخت آن از ابتدا نادرست بوده باشد .
حتی «ریل» هم نباید یک پاسخ از پیش تعیینشده باشد
این استاد دانشگاه با اشاره به حوزه حملونقل گفت برخی گزارهها در سالهای گذشته آنقدر تکرار شدهاند که به پیشفرض تبدیل شدهاند ؛ برای مثال اینکه حملونقل ریلی در همه شرایط گزینه برتر است .
وی تأکید کرد : چنین گزارههایی نیز باید متناسب با شرایط هر منطقه ، میزان تقاضا ، هزینه ، پیامدهای فضایی ، اجتماعی و محیطزیستی بررسی شوند . نباید ابتدا تصمیم گرفت که یک پروژه ریلی اجرا شود و سپس برای توجیه و تأمین مالی آن به دنبال راهحل رفت .
شهرها برای تأمین هزینه پروژه چه چیزی را قربانی میکنند ؟
جابریمقدم همچنین بر اهمیت بررسی شیوه تأمین مالی ابرپروژهها تأکید کرد و گفت : گاهی تنها هزینه مستقیم یک پروژه مورد توجه قرار میگیرد ، در حالی که اقدامات جانبی برای تأمین منابع آن نیز میتواند پیامدهای مهمی داشته باشد .
وی گفت : باید بررسی شود شهرداریها و دیگر نهادها برای تأمین سهم خود از پروژهها چه اقداماتی انجام دادهاند و آیا درآمدزایی برای یک پروژه به ایجاد فشارهای جدید بر شهر، زمین، تراکم و منابع عمومی منجر شده است یا خیر .
نقد پروژه کافی نیست ؛ باید جایگزین ارائه کرد
وی با بیان اینکه مجموعه «سنگ ، کاغذ ، قیچی» صرفاً بر نقد متمرکز نشده است ، افزود : یکی از تلاشها این بوده که در کنار وجه سلبی ، به پرسش «چه باید کرد ؟» نیز پرداخته شود .
جابریمقدم گفت : صرفاً گفتن اینکه یک پروژه بد یا پرهزینه است کافی نیست ؛ بلکه باید درباره سازوکارهای بهتر تصمیمگیری ، ارزیابی ، اولویتبندی ، تأمین مالی و حتی توقف پروژهها نیز بحث شود .
با انبوه پروژههای ناتمام چه کنیم ؟
این استاد دانشگاه یکی از مسائل جدی کشور را حجم پروژههای نیمهتمام دانست و گفت : نظام برنامهریزی ناگزیر است درباره سرنوشت این طرحها تصمیمهای دشواری بگیرد . نمیتوان بدون ارزیابی ، فرض را بر این گذاشت که همه پروژههای ناتمام باید به هر قیمتی تکمیل شوند .
از نگاه او ، برخی پروژهها ممکن است نیازمند ادامه ، برخی نیازمند تغییر مقیاس و برخی حتی نیازمند توقف باشند و این تصمیمها باید با معیارهای روشن ، شفاف و قابل دفاع اتخاذ شوند .
ابرپروژهها باید به عرصه عمومی بازگردند
جابریمقدم در پایان تأکید کرد «سنگ ، کاغذ ، قیچی» را باید نقطه آغاز یک مسیر دانست ؛ مسیری که در آن پروژههای بزرگ از یک موضوع صرفاً فنی و مدیریتی به یک مسئله عمومی و سیاستی تبدیل شوند .
وی ابراز امیدواری کرد با ورود بیشتر دانشگاهیان ، رسانهها ، پژوهشگران و کارشناسان ، جامعه بتواند درباره این پرسش بنیادی با صدای بلندتری بحث کند که آیا هر آنچه ساخته میشود توسعه است و آیا تصمیم درباره هزینهکرد منابع عمومی میتواند بدون مشارکت و پرسشگری عمومی باقی بماند ؟