وقتی لابی تعیین می کنند کجا کلنگ بخورد ؛ ریشه ناترازی ایران در اقتصاد سیاسی ابرپروژه ها
به گزارش پرتال حمل و نقل ، محمد نعمتی ، عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) ، با نقد نگاه صرفاً فنی و مهندسی به ابرپروژههای عمرانی و زیرساختی کشور ، معتقد است برای فهم چرایی شکلگیری ، جانمایی و تخصیص منابع به این پروژهها باید به اقتصاد سیاسی حاکم بر نظام تصمیمگیری و توزیع منابع در ایران توجه کرد ؛ ساختاری که در آن قدرت لابیها و میزان دسترسی به منابع عمومی میتواند تعیین کند «کجا کلنگ بخورد» و کدام منطقه سهم بیشتری از امکانات کشور داشته باشد .
نعمتی در سخنرانی خود پیرامون مجموعه «سنگ ، کاغذ ، قیچی» با اشاره به مفهوم سازماندهی اجتماعی گفت : یکی از پرسشهای بنیادین علم اقتصاد این است که چه چیزی ، برای چه کسانی ، با چه ترکیبی از عوامل تولید ، در کجا ، در چه زمانی و به چه میزان تولید شود .
وی با بیان اینکه جامعه برای استمرار حیات خود به طیف گستردهای از کالاها و خدمات نیاز دارد ، افزود : منابع طبیعی از نفت و گاز و معادن گرفته تا زمین و آب ، در یک فرآیند اجتماعی و اقتصادی به کالاها و خدمات مورد نیاز انسان تبدیل میشوند و در این میان ، مسئله فقط «تولید» نیست ؛ بلکه چگونگی توزیع و مصرف منابع و همچنین سازوکارهای پولی نیز بخشی از نظام سازماندهی جامعه را تشکیل میدهند .
ابرپروژهها فقط یک مسئله فنی نیستند
این عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) با اشاره به احداث کارخانهها ، پتروشیمیها ، جادهها و دیگر پروژههای بزرگ زیرساختی تأکید کرد که اصل «کلنگزدن» موضوع تازهای نیست ؛ مسئله اصلی آن است که چه کسی ، با چه سازوکاری و بر اساس چه ترجیحاتی تصمیم میگیرد یک پروژه در نقطهای از کشور اجرا شود .
به اعتقاد نعمتی ، بازار ، دولت ، نظام پولی و همچنین شیوه بهرهبرداری از منابعی مانند نفت ، گاز و معادن ، هر یک بخشی از سازوکار سازماندهی اقتصادی و اجتماعی کشور هستند و تفاوت الگوهای توسعه را نیز باید در همین شیوههای متفاوت تخصیص و توزیع منابع جستوجو کرد .
از این منظر ، مسئله ابرپروژههای ایران را نمیتوان صرفاً به مباحث فنی ، مهندسی و چگونگی اجرای پروژه تقلیل داد ؛ بلکه پرسش اساسیتر این است که چرا یک پروژه اساساً تعریف میشود ، چرا در یک نقطه مشخص کلنگ میخورد و چه گروهها و مناطقی از منافع آن بهرهمند میشوند .
تمرکز امکانات در چند لکه جمعیتی
نعمتی در ادامه با اشاره به تمرکز بخش قابل توجهی از امکانات کشور در چند کانون عمده جمعیتی از جمله تهران ، مشهد ، اصفهان و شیراز ، این وضعیت را در ارتباط با الگوی تاریخی تخصیص منابع در کشور ارزیابی کرد .
وی همچنین با اشاره به نابرابری در بهرهمندی گروههای مختلف جامعه از رشد اقتصادی ، تأکید کرد که مسئله توسعه تنها «بزرگتر شدن کیک اقتصاد» نیست ، بلکه نحوه توزیع این کیک و سهم گروهها و مناطق مختلف از آن نیز اهمیت دارد .
به گفته وی ، مجموعهای از نابرابریهای اجتماعی ، ناترازیهای منطقهای و مسائل محیطزیستی در کشور شکل گرفته که برای شناخت ریشههای آنها باید از سطح بررسیهای صرفاً فنی عبور کرد و به تحلیل اقتصاد سیاسی پرداخت .
زیست نفتی و رقابت برای تصاحب منابع
این استاد دانشگاه ، اقتصاد سیاسی ایران در حدود یک قرن گذشته را تا حد زیادی متکی بر رانت منابع طبیعی دانست و با اشاره به افزایش نقش درآمدهای نفتی ، به ویژه از دهه ۱۳۵۰، از شکلگیری نوعی «زیست نفتی» در ساختار اقتصادی و تصمیمگیری کشور سخن گفت .
در چنین الگویی ، منابع حاصل از نفت و سایر ثروتهای طبیعی در اختیار یک نظام توزیع قرار میگیرد و مناطق ، گروهها و بازیگران مختلف برای دستیابی به سهم بیشتری از این منابع وارد رقابت میشوند .
نعمتی با اشاره به مطالبه احداث بیمارستان ، فرودگاه ، کارخانه و سایر زیرساختها در نقاط مختلف کشور ، این پرسش را مطرح کرد که در چنین نظامی ، چه عاملی مشخص میکند منابع به کدام شهر یا منطقه اختصاص پیدا کند ؟
از نگاه وی ، در ساختاری که رقابت بر سر توزیع منابع عمومی شکل گرفته ، قدرت لابی و چانهزنی میتواند در اینکه کارخانه ، فولاد ، بیمارستان ، فرودگاه یا یک پروژه زیرساختی در کدام نقطه کشور مستقر شود ، نقش تعیینکنندهای پیدا کند .
تهران ؛ نماد تمرکز منابع
نعمتی در بخش دیگری از سخنان خود به تمرکز امکانات در تهران پرداخت و این تمرکز را نیز در پیوند با ساختار اقتصاد نفتی کشور مورد بررسی قرار داد .
به اعتقاد وی ، بخشی از رشد و تمرکز امکانات در پایتخت را باید نتیجه انتقال و توزیع منابع حاصل از اقتصاد نفتی دانست ؛ فرآیندی که در مقابل ، این پرسش را برای مناطق دورتر از مرکز ایجاد میکند که سهم آنها از منابع و امکانات عمومی کشور چیست .
این وضعیت در نهایت میتواند به مسابقهای برای دستیابی به پروژهها و منابع تبدیل شود ؛ مسابقهای که در آن میزان قدرت و نفوذ بازیگران محلی و سیاسی، بر نحوه توزیع امکانات اثر میگذارد و نتیجه آن تشدید عدم تعادل میان مناطق مختلف کشور است .
وقتی «میسازیم» جای سیاستگذاری را میگیرد
این عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) همچنین نگاه تاریخی حاکم بر بخشی از نظام برنامهریزی کشور را مورد نقد قرار داد و از غلبه رویکردی سخن گفت که میتوان آن را با عبارت «میسازیم» توصیف کرد .
بر اساس این نگاه ، وجود درآمدهای نفتی امکان تعریف و اجرای پروژههای متعدد را فراهم کرده ، اما پیش از ساخت هر پروژه باید پرسید جایگاه آن در نظام اقتصادی و اجتماعی چیست ، چه نیازی را پاسخ میدهد ، نسبت آن با بازار و بخش خصوصی چگونه است و اجرای آن چه تأثیری بر عدالت فضایی و توزیع منابع خواهد داشت .
از این منظر ، جاده ، بیمارستان ، کارخانه ، صنایع غذایی ، خودرو ، مسکن و دیگر پروژهها نباید به عنوان مجموعهای از طرحهای منفرد و مستقل دیده شوند ؛ بلکه هرکدام باید در یک دستگاه تحلیلی بزرگتر و در نسبت با نظام سازماندهی اقتصادی و اجتماعی کشور مورد ارزیابی قرار گیرند .
نعمتی معتقد است تداوم «کلنگزنی» بدون چنین چارچوبی در مواردی به هدررفت و اتلاف منابع ، تشدید بیعدالتی و شکلگیری ناترازیهای منطقهای منجر شده است .
«سنگ ، کاغذ ، قیچی» ؛ بازخوانی انتقادی ابرپروژههای ایران
سخنان محمد نعمتی در ارتباط با مجموعه «سنگ ، کاغذ ، قیچی» مطرح شده است؛ مجموعهای حاصل پژوهشها ، مباحثات و گفتوگوهای استادان ، کارشناسان و پژوهشگران درباره ابعاد و وجوه مختلف ابرپروژههای عمرانی و زیرساختی کشور .
این مجموعه به همت اندیشکده پویاشهر و با همراهی انتشارات فرهیختگان و با آثاری از بیش از ۲۰ نفر از استادان دانشگاههای کشور منتشر شده است .
«سنگ ، کاغذ ، قیچی» موضوع ابرپروژههای زیرساختی در ایران معاصر را از منظر سیاستگذاری ، برنامهریزی و مدیریت مورد واکاوی و بازخوانی انتقادی قرار داده و آثار ارائهشده در آن، ضمن بررسی برخی مصادیق عینی ، به طرح مباحث ایجابی و سلبی درباره نحوه تصمیمگیری ، تعریف ، اجرا و پیامدهای پروژههای بزرگ پرداختهاند .