واگذاری لکوموتیوهای GE ؛ آزمون تازه تعامل راهآهن و بخش خصوصی
به گزارش پرتال حمل و نقل به قلم سید ابوالفضل بهره دار ، واگذاری لکوموتیوهای GE به بخش خصوصی میتواند به یکی از نقاط عطف افزایش بهرهوری در صنعت ریلی ایران تبدیل شود ؛ اما موفقیت این طرح بیش از آنکه به اصل واگذاری وابسته باشد ، به مدل اقتصادی و اجرایی آن بستگی دارد . تأمین مالی ریالی ، قیمتگذاری متناسب با درآمد واقعی لکوموتیوها ، انتقال مسئولیت تعمیرات جاری ، حرکت به سمت قراردادهای مبتنی بر عملکرد و ثبات مقررات ، مهمترین الزاماتی هستند که میتوانند این واگذاری را به یک تجربه موفق برای راهآهن و بخش خصوصی تبدیل کنند .
صنعت ریلی کشور بهعنوان یکی از زیرساختهای حیاتی اقتصاد ایران ، طی سالهای اخیر با وجود محدودیتهای متعدد، نقش خود را در حمل کالاهای اساسی و تولیدی ، جابهجایی مسافران و پاسخگویی به بخشی از نیازهای لجستیکی کشور حفظ کرده است .
در چنین شرایطی ، تصمیم راهآهن جمهوری اسلامی ایران برای کاهش تصدیگری و واگذاری لکوموتیوهای GE به بخش خصوصی را میتوان گامی مهم در جهت استفاده بیشتر از ظرفیت سرمایهگذاران و شرکتهای خصوصی در صنعت ریلی دانست .
با این حال ، تجربه خصوصیسازی در بخشهای مختلف اقتصاد نشان میدهد که صرف انتقال مالکیت یا بهرهبرداری از یک دارایی ، الزاماً به افزایش بهرهوری منجر نمیشود . بنابراین پرسش اصلی این نیست که آیا لکوموتیوهای GE باید واگذار شوند یا خیر ؛ بلکه مسئله اساسی این است که این لکوموتیوها با چه مدل اقتصادی و قراردادی به بخش خصوصی واگذار شوند ؟
مدل واگذاری لکوموتیوهای GE ؛ حلقه تعیینکننده موفقیت
واگذاری لکوموتیوهای GE در صورتی میتواند به افزایش ظرفیت حملونقل ریلی منجر شود که مدل آن بر اساس واقعیتهای اقتصادی و عملیاتی صنعت طراحی شده باشد .
این طرح از ظرفیت تبدیل شدن به الگویی برای توسعه همکاری راهآهن و بخش خصوصی برخوردار است ، اما برای رسیدن به چنین هدفی حداقل چهار موضوع باید در فرآیند تصمیمگیری مورد توجه قرار گیرد: نحوه تأمین مالی ، مدل قرارداد ، مسئولیت تعمیرات و ثبات مقررات .
نادیده گرفتن هر یک از این مؤلفهها میتواند جذابیت سرمایهگذاری را کاهش دهد و حتی بخشی از اهداف اولیه واگذاری را تحت تأثیر قرار دهد .
۱. چالش تأمین مالی ؛ چرا تسهیلات ریالی اهمیت دارد ؟
یکی از مهمترین دغدغههای شرکتهای خصوصی برای ورود به طرح واگذاری لکوموتیوهای GE ، چگونگی تأمین منابع مالی است .
در شرایطی که اقتصاد با نوسانات نرخ ارز و تورم روبهروست ، استفاده از تسهیلات ارزی میتواند ریسک سرمایهگذاری بخش خصوصی را بهشدت افزایش دهد . شرکتی که درآمد آن عمدتاً ریالی است ، در صورت پذیرش تعهدات ارزی با عدم تطابق میان درآمد و بدهی مواجه خواهد شد .
به همین دلیل ، یکی از راهکارهای عملیاتی برای افزایش جذابیت این طرح ، طراحی مدل تأمین مالی ریالی برای واگذاری لکوموتیوها است .
تأمین مالی ریالی میتواند قدرت پیشبینی سرمایهگذار را افزایش داده و بخشی از ریسک ناشی از نوسانات ارزی را از مدل اقتصادی پروژه حذف کند .
از سوی دیگر ، قیمتگذاری لکوموتیوهای واگذار شده نیز باید متناسب با توان درآمدزایی واقعی آنها باشد . سرمایهگذار علاوه بر هزینه خرید یا اجاره لکوموتیو ، با هزینههای تعمیر ، نگهداری ، قطعات ، نیروی انسانی و توقف احتمالی ناوگان مواجه است .
بنابراین اگر قیمتگذاری بدون توجه به اقتصاد واقعی بهرهبرداری انجام شود، ممکن است طرح روی کاغذ جذاب باشد اما در مرحله اجرا با مشکل مواجه شود .
۲. اجاره به شرط تملیک کافی است ؟
یکی دیگر از مسائل مهم در واگذاری لکوموتیوهای GE به بخش خصوصی ، نوع قرارداد است .
مدل «اجاره به شرط تملیک» میتواند یکی از ابزارهای واگذاری باشد ، اما بهتنهایی تضمینی برای افزایش بهرهوری لکوموتیوها ایجاد نمیکند .
هدف اصلی خصوصیسازی ناوگان ریلی نباید صرفاً انتقال یک دارایی از بخش دولتی به بخش خصوصی باشد ؛ بلکه نتیجه نهایی باید به افزایش پیمایش لکوموتیو ، کاهش زمان توقف و افزایش بهرهوری ناوگان ریلی منجر شود .
از این منظر ، استفاده از قراردادهای مبتنی بر عملکرد یا Performance-Based میتواند گزینه قابل توجهی باشد .
در این مدل ، بخشی از تعهدات و پرداختها با عملکرد واقعی لکوموتیو ، میزان پیمایش ، آمادهبهکاری و بهرهوری آن ارتباط پیدا میکند. چنین سازوکاری انگیزه اقتصادی شرکت بهرهبردار برای فعال نگه داشتن لکوموتیو و کاهش توقفهای غیرضروری را افزایش میدهد .
البته جرایم و ضرایب بازدارنده در این قراردادها نیز باید منطقی و متناسب باشند؛ زیرا سختگیری بیش از حد میتواند به جای افزایش بهرهوری ، جذابیت ورود سرمایهگذاران به صنعت ریلی را کاهش دهد .
۳. واگذاری تعمیرات جاری ؛ گامی به سمت چابکسازی
یکی از تحولات مهم در مدل جدید ، انتقال تعمیرات جاری لکوموتیوها به بخش خصوصی است ؛ اقدامی که با نگاه مثبت دکتر ذاکری و با هدف افزایش قابلیت اجرایی واگذاریها دنبال شده است .
انتقال این مسئولیت میتواند سرعت تصمیمگیری و عملیات تعمیر و نگهداری را افزایش داده و فاصله میان بهرهبرداری و نگهداری ناوگان را کاهش دهد .
زمان توقف لکوموتیو یکی از مؤلفههای مهم اقتصاد حملونقل ریلی است . هرچه لکوموتیو مدت بیشتری خارج از سرویس باقی بماند، درآمد بهرهبردار کاهش یافته و در سطح کلان نیز ظرفیت شبکه ریلی تحت تأثیر قرار میگیرد .
بنابراین ایجاد یک ساختار کارآمد برای تعمیرات جاری میتواند مستقیماً بر افزایش آمادهبهکاری لکوموتیوهای GE اثرگذار باشد .
البته ایجاد هماهنگی میان شرکتهای خصوصی با ساختارها ، منافع و دیدگاههای متفاوت، فرآیندی زمانبر است ؛ اما شکلگیری تعامل میان راهآهن و فعالان بخش خصوصی میتواند زمینه ایجاد یک مدل اجرایی پایدار را فراهم کند .
۴. ثبات مقررات ؛ خط قرمز سرمایهگذاری بخش خصوصی
شاید یکی از مهمترین مؤلفههای موفقیت واگذاری لکوموتیوهای GE، موضوعی باشد که مستقیماً به خود لکوموتیو ارتباط ندارد : ثبات مقررات و قراردادها .
سرمایهگذاری در صنعت ریلی ، فعالیتی کوتاهمدت نیست . سرمایهگذار باید بتواند هزینهها ، درآمدها ، بازگشت سرمایه و ریسکهای خود را برای یک دوره مشخص پیشبینی کند .
تغییر ناگهانی بخشنامهها ، مقررات مالی ، تعهدات قراردادی یا تحمیل ریسکهای جدید ارزی میتواند محاسبات اقتصادی سرمایهگذار را بهطور کامل تغییر دهد .
از این رو ، راهآهن باید برای ایجاد اعتماد در بخش خصوصی ، یک دوره مشخص از ثبات مقررات و شرایط اقتصادی قرارداد را تضمین کند . حداقل یک سال ثبات در چارچوبهای اصلی توافق میتواند قدرت برنامهریزی شرکتهای بهرهبردار را افزایش دهد .
هرچه قابلیت پیشبینی محیط کسبوکار بیشتر باشد ، احتمال ورود سرمایه جدید به صنعت ریلی نیز افزایش خواهد یافت .
واگذاری دارایی یا آغاز یک مشارکت اقتصادی؟
واگذاری لکوموتیوهای GE را نباید صرفاً به فروش یا انتقال تعدادی لکوموتیو تقلیل داد. این تصمیم میتواند آغازگر مدل تازهای از مشارکت میان راهآهن و بخش خصوصی باشد؛ مشروط بر آنکه شاخص موفقیت آن، صرفاً «تعداد لکوموتیوهای واگذار شده» نباشد.
شاخص واقعی موفقیت باید افزایش لکوموتیوهای آمادهبهکار ، رشد پیمایش ، کاهش توقف ناوگان، افزایش حمل بار و مسافر و بهبود بهرهوری شبکه ریلی باشد .
اگر بخش خصوصی بتواند از محل فعالیت لکوموتیو درآمد اقتصادی منطقی کسب کند و راهآهن نیز از افزایش ظرفیت و بهرهوری شبکه منتفع شود ، یک مدل واقعی برد ـ برد شکل خواهد گرفت .
در مقابل ، اگر واگذاری بدون توجه به درآمد واقعی لکوموتیوها ، هزینه تعمیر و نگهداری، ریسکهای ارزی و ثبات قراردادها انجام شود ، ممکن است انتقال دارایی اتفاق بیفتد اما تحول مورد انتظار در بهرهوری صنعت ریلی محقق نشود .
چهار شرط برای رسیدن GEها به مقصد خصوصیسازی
در نهایت ، موفقیت واگذاری لکوموتیوهای GE به بخش خصوصی را میتوان در چهار محور اصلی خلاصه کرد : تأمین مالی ریالی و کاهش ریسک ارزی ، استفاده از مدلهای قراردادی مبتنی بر عملکرد ، انتقال هدفمند مسئولیت تعمیرات جاری و تضمین ثبات مقررات و قراردادها .
واگذاری لکوموتیوهای GE فرصت مهمی برای راهآهن جمهوری اسلامی ایران است تا شکل تازهای از تعامل با بخش خصوصی را تجربه کند ؛ تعاملی که در صورت طراحی صحیح ، نهتنها منافع راهآهن و سرمایهگذاران را تأمین خواهد کرد ، بلکه میتواند به افزایش بهرهوری حملونقل ریلی و در نهایت توسعه اقتصادی کشور کمک کند .
اکنون مسئله اصلی ، اصل واگذاری نیست ؛ چالش واقعی این است که GEها با چه مدل اقتصادی و قراردادی به بخش خصوصی سپرده شوند تا پس از واگذاری ، بیشتر حرکت کنند ، نه اینکه صرفاً مالک آنها تغییر کند .