امنیت جمعی یا جنگ فرسایشی ؛ خلیج فارس بر سر یک دوراهی تاریخی
به گزارش پرتال حملونقل ، در حالی که تحولات ژئوپلیتیکی منطقه و جهان با شتابی بیسابقه در حال تغییر است ، آینده امنیت خلیج فارس بار دیگر به یکی از مهمترین موضوعات مورد توجه تحلیلگران ، سیاستگذاران و فعالان اقتصادی تبدیل شده است. منطقهای که نهتنها یکی از حساسترین کانونهای امنیتی جهان محسوب میشود ، بلکه نقش تعیینکنندهای در جریان انرژی ، تجارت دریایی و زنجیرههای تأمین بینالمللی دارد . در چنین شرایطی ، عباس آخوندی ، استاد دانشگاه تهران ، با طرح ایده «حکمرانی امنیت شبکهای» تلاش کرده است چشماندازی متفاوت برای آینده امنیت منطقه ارائه کند ؛ چشماندازی که به جای تکیه بر رقابتهای نظامی ، بر همکاری ، مدیریت ریسک و پیوندهای اقتصادی استوار است .
پایان عصر امنیت وارداتی
از نگاه آخوندی ، جهان امروز در حال عبور از نظم لیبرال پس از جنگ سرد است؛ نظمی که اگر چه همواره با تناقضها و استثناهای فراوان همراه بود ، اما تا حدی از گسترش بیثباتی جلوگیری میکرد . اکنون با تضعیف نهادهای بینالمللی ، افزایش استفاده مستقیم از زور و تشدید رقابت قدرتهای بزرگ ، کشورها بیش از گذشته ناگزیر شدهاند مسئولیت امنیت خود را بر عهده بگیرند .
تجربه بحرانهای دو دهه اخیر از افغانستان و عراق گرفته تا سوریه و اوکراین نشان داده است که اتکای صرف به قدرتهای بزرگ نهتنها امنیت پایدار ایجاد نمیکند ، بلکه در بسیاری موارد کشورها را درگیر منازعاتی فرسایشی و پرهزینه میسازد . در چنین فضایی ، پرسش اصلی این است که آیا خلیج فارس نیز باید مسیر رقابتهای امنیتی را ادامه دهد یا میتواند به الگویی جدید از همکاری منطقهای دست یابد ؟
خلیج فارس ؛ قلب تپنده انرژی و حملونقل جهان
اهمیت خلیج فارس تنها به جغرافیای سیاسی آن محدود نمیشود . این منطقه یکی از مهمترین گرههای راهبردی اقتصاد جهانی است ؛ جایی که بخش قابل توجهی از نفت و گاز جهان تولید و صادر میشود و تنگه هرمز به عنوان یکی از حیاتیترین گذرگاههای انرژی جهان ، نقشی کلیدی در تأمین نیازهای اقتصادی شرق و غرب ایفا میکند .
هرگونه ناامنی در این منطقه میتواند پیامدهای گستردهای برای بازارهای جهانی انرژی ، صنعت حملونقل دریایی، بیمههای بینالمللی ، لجستیک و زنجیرههای تأمین داشته باشد . افزایش هزینه حملونقل ، اختلال در مسیرهای تجاری ، رشد نرخ بیمه کشتیها و بیثباتی بازار انرژی تنها بخشی از آثار مستقیم بحران در خلیج فارس است . به همین دلیل امنیت این منطقه دیگر صرفاً یک مسئله نظامی یا منطقهای نیست؛ بلکه بخشی از امنیت اقتصاد جهانی به شمار میرود .
امنیت شبکهای ؛ نسخهای برای دوران جدید
در برابر الگوهای سنتی امنیتی، آخوندی از مفهوم «امنیت شبکهای» سخن میگوید ؛ مدلی که امنیت را نه در انباشت تسلیحات و ائتلافهای نظامی ، بلکه در همکاری میان کشورها ، حفاظت از زنجیرههای تأمین ، مدیریت مشترک تهدیدها و توسعه پیوندهای اقتصادی جستوجو میکند .
در این چارچوب ، امنیت هر کشور با امنیت همسایگان و شرکای اقتصادی آن گره میخورد . انرژی ، حملونقل ، تجارت ، فناوری و تبادل اطلاعات به عناصر اصلی معماری امنیتی تبدیل میشوند و کشورها به جای ورود به چرخه رقابتهای فرسایشی ، برای کاهش ریسکهای مشترک همکاری میکنند . چنین الگویی میتواند زمینه شکلگیری یک نظام امنیتی پایدارتر و کمهزینهتر را برای منطقه فراهم کند .
ایران در مرکز معادله جدید
یکی از محورهای اصلی این تحلیل ، نقش ایران در آینده امنیت خلیج فارس است . ایران با برخورداری از ذخایر عظیم نفت و گاز ، موقعیت ژئوپلیتیکی منحصر به فرد ، دسترسی به کریدورهای ترانزیتی و اشراف بر تنگه هرمز ، یکی از بازیگران کلیدی امنیت انرژی و تجارت جهانی محسوب میشود .
از این منظر ، هرگونه تهدید علیه ایران صرفاً محدود به مرزهای ملی نخواهد بود ، بلکه میتواند امنیت زنجیرههای تأمین ، حملونقل بینالمللی و بازارهای انرژی را نیز تحت تأثیر قرار دهد . به همین دلیل بسیاری از بازیگران منطقهای و فرامنطقهای در ثبات و امنیت این حوزه ذینفع هستند و میتوانند بخشی از یک سازوکار همکاری جمعی برای مدیریت مخاطرات مشترک باشند .
از ژئوپلیتیک به ژئواکونومی
نکته قابل توجه در پیشنهاد آخوندی ، تغییر زاویه نگاه از «ژئوپلیتیک» به «ژئواکونومی» است. در این رویکرد، قدرت کشورها تنها با توان نظامی سنجیده نمیشود ، بلکه میزان تأثیرگذاری آنها در اقتصاد جهانی ، شبکههای تجاری ، کریدورهای حملونقل ، فناوری و زنجیرههای ارزش نیز به همان اندازه اهمیت دارد .
به باور او ، آینده خلیج فارس بیش از آنکه در میدانهای نبرد تعیین شود ، در مسیرهای تجاری ، بنادر ، خطوط انتقال انرژی ، کریدورهای بینالمللی و شبکههای اقتصادی رقم خواهد خورد . هر اندازه وابستگی متقابل اقتصادی میان کشورهای منطقه افزایش یابد ، انگیزه برای حفظ ثبات و جلوگیری از بحران نیز بیشتر خواهد شد .
یک انتخاب سرنوشتساز
امروز خلیج فارس در برابر یک انتخاب تاریخی قرار گرفته است؛ انتخاب میان ادامه چرخه رقابتهای امنیتی و جنگهای فرسایشی یا حرکت به سوی نوعی امنیت جمعی مبتنی بر همکاری ، توسعه اقتصادی و مدیریت مشترک ریسکها . انتخابی که نهتنها سرنوشت کشورهای منطقه ، بلکه آینده بخشی از اقتصاد جهانی را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد .
آنچه از دل این تحلیل برمیآید ، این است که امنیت پایدار در قرن بیستویکم دیگر صرفاً با قدرت نظامی حاصل نمیشود . امنیت ، بیش از هر زمان دیگری ، محصول همکاری ، پیوندهای اقتصادی ، ثبات زنجیرههای تأمین و درک مشترک از منافع منطقهای است . شاید به همین دلیل باشد که امروز بیش از هر زمان دیگری، خلیج فارس بر سر یک دوراهی تاریخی ایستاده است ؛ امنیت جمعی یا جنگ فرسایشی .