راهبرد تازه آمریکا علیه ایران ؛ از فشار دریایی تا محاصره ژئواکونومیک
به گزارش پرتال حمل و نقل ، تحولات اخیر منطقه و افزایش فشارهای ژئوپلیتیکی ، اقتصادی و لجستیکی علیه ایران ، بار دیگر اهمیت کریدورهای ترانزیتی ، مسیرهای ریلی و زمینی ، بنادر راهبردی و دیپلماسی لجستیک را برجسته کرده است . در چنین شرایطی ، برخی تحلیلگران معتقدند راهبرد طرف مقابل صرفاً بر فشار سیاسی یا اقتصادی متمرکز نیست ، بلکه هدف اصلی ، محدودسازی نقش ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی ایران در منطقه است .
در همین زمینه ، با دکتر ابراهیم محمدی ، دانشآموخته دکتری مدیریت آیندهپژوهی و پژوهشگر حوزه امنیت ، زنجیره تأمین و لجستیک ، گفتوگو کردهایم . او در این مصاحبه از مفهوم «انزوای راهبردی» سخن میگوید و راهکارهایی همچون فعالسازی کریدورهای شمالی ، شرقی و غربی ، تشکیل ستاد فرماندهی توسعه ترانزیت ، بهرهگیری از ظرفیت پیمانهایی مانند بریکس و شانگهای و تقویت نقش بنادر و مسیرهای ریلی کشور را مورد بررسی قرار میدهد .
پرتال حملونقل : شما از اصطلاح «انزوای راهبردی» درباره راهبرد آمریکا در قبال ایران استفاده میکنید . منظورتان از این مفهوم چیست ؟
به اعتقاد من ، راهبرد امروز ایالات متحده در قبال ایران به سمت سیاستی حرکت میکند که میتوان آن را «انزوای راهبردی» یا «انزوای استراتژیک» نامید . انزوای راهبردی یعنی شرایطی که در آن ، بازیگران تلاش میکند خود را تعیینکننده میدان معرفی کند و بازیگر مقابل را در موقعیت تابع ، محدود یا مغلوب قرار دهد .
در چنین شرایطی ، بازیگران فقط فشار نظامی یا سیاسی وارد نمیکنند ، بلکه میکوشند قواعد بازی ، مسیرهای تعامل ، ابزارهای اقتصادی ، مسیرهای لجستیکی و حتی چارچوب مذاکره را نیز خود تعیین کند . به همین دلیل ، آنچه امروز در منطقه و در قبال ایران رخ میدهد، صرفاً یک فشار مقطعی نیست ، بلکه بخشی از یک تصویر بزرگتر و راهبردیتر است .
پرتال حملونقل : این راهبرد چگونه در تحولات اخیر خود را نشان داده است ؟
ما شاهد نشانههایی هستیم که می گوید طرف مقابل تلاش دارد موقعیت ایران را از منظر ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی محدود کند . در تحولات اخیر نیز ، با وجود استفاده از ظرفیتهای مختلف منطقهای ، طرف مقابل نتوانست به هدف تعیینشده خود برسد . اما اکنون به نظر میرسد همان هدف از مسیر دیگری دنبال میشود ؛ یعنی از مسیر فشار اقتصادی ، دریایی ، لجستیکی و دیپلماتیک .
حتی برخی مذاکرات و میانجیگریهایی که امروز مطرح میشود ، از نگاه من باید در همین چارچوب تحلیل شود و تلاش بر این است کهشرایطی ایجاد کنند که به ناچاردر زمینی بازی طراحی کرده اند بازی کنیم .
پرتال حملونقل : در حوزه حملونقل و لجستیک ، این فشار چگونه اعمال میشود ؟
آنچه امروز اهمیت زیادی دارد ، موضوع فشار و محاصره دریایی است . ما نشانههایی از تمرکز فشار در محدوده دریای عمان، دریای عرب و اقیانوس هند میبینیم . اگر این فشار ادامه پیدا کند ، میتواند به محدودسازی مسیرهای سنتی تجارت و انتقال کالا منجر شود .
در کنار این موضوع ، باید به فعال شدن برخی مسیرها و بنادر جایگزین توسط امریکا نیز توجه کرد . برای مثال ، استفاده بیشتر از بنادر منطقهای مانند مرسین و عقبه ، احتمال فعال شدن مسیرهایی در سوریه مانند لاذقیه و همچنین نقشآفرینی احتمالی ترکیه ، میتواند بخشی از تغییر جهت انتقال کالا از خلیج فارس و مسیرهای وابسته به ایران به سمت مسیرهای جایگزین باشد .
این همان نقطهای است که میتواند انزوای راهبردی را کاملتر کند ؛ یعنی نه فقط محدودسازی ایران ، بلکه ساختن مسیرهای جایگزین برای کاهش وابستگی منطقه و جهان به ظرفیتهای ایران .
پرتال حملونقل : در چنین شرایطی ایران چه باید بکند ؟
مهمترین راهبرد ، تغییر زمین بازی است . اگر بازیگر مقابل میدان را در دریا و مسیرهای خاص تعریف میکند ، ایران باید میدان را به کریدورها ، پیمانهای منطقهای ، مسیرهای زمینی ، ریلی و شمالی منتقل کند .
یکی از اقدامات فوری، فعالسازی جدی کریدورهای ترانزیتی کشور است . ما باید مرزهایی مانند سرخس ، اینچهبرون و سایر مرزهای شمالی را با جدیت وارد مدار کنیم . بنادر شمالی مانند کاسپین و امیرآباد نیز باید نقش پررنگتری در شبکه ترانزیتی کشور بگیرند .
البته باید توجه داشت که برخی بازیگران منطقهای ، از جمله جمهوری آذربایجان، ممکن است در چنین شرایطی بخواهند نقش تعیینکنندهتری در میدان ایفا کنند . بنابراین ایران باید با هوشمندی، پیشدستی و طراحی دقیق عمل کند .
پرتال حملونقل : شما از تشکیل «ستاد فرماندهی توسعه ترانزیت» صحبت میکنید . این ستاد چه مأموریتی باید داشته باشد ؟
در شرایط عادی نمیتوان با همان سازوکارهای معمول به چنین فشارهایی پاسخ داد . ما در وضعیتی قرار داریم که باید یک ستاد فرماندهی توسعه ترانزیت در کشور شکل بگیرد ؛ ستادی که فراتر از تصمیمهای پراکنده عمل کند و بتواند همه ظرفیتهای کشور را هماهنگ سازد .
این ستاد باید سه رکن اصلی داشته باشد : دیپلماسی ، لجستیک و اطلاعات . دیپلماسی برای فعالسازی پیمانها و شرکای منطقهای ؛ لجستیک برای طراحی و اجرای مسیرهای جایگزین و اطلاعات برای رصد لحظهای سیاستهای بازیگر مقابل ، وضعیت انتقال کالا ، مسیرهای فشار و تصمیمهای رقبا .
بدون چنین مرکز فرماندهی ، پاسخها پراکنده ، کند و غیرتجمیعی خواهد بود . وقتی یک راهبرد منسجم علیه کشور شکل گرفته است، پاسخ نیز باید منسجم ، هماهنگ و راهبردی باشد .
پرتال حملونقل : نقش پیمانهای منطقهای مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای در این شرایط چیست ؟
ایران باید از ظرفیت پیمانهای منطقهای و فرامنطقهای استفاده کند . بریکس ، سازمان همکاری شانگهای و سایر پیمانهای اقتصادی و سیاسی میتوانند در این شرایط برای ایران به ابزارهای مؤثر تبدیل شوند .
ما باید شرکای تجاری خود را فعال کنیم و به آنها نشان دهیم که مسیرهای ایران همچنان میتوانند مسیرهایی قابل اتکا ، اقتصادی و راهبردی برای انتقال کالا باشند . فعالسازی کریدورهای ریلی و زمینی ، بهویژه در ارتباط با کشورهای آسیای مرکزی ، چین ، قزاقستان ، ترکمنستان و ازبکستان ، اهمیت زیادی دارد .
در گذشته نیز ایدههایی مانند انتقال فرآورده یا نفت از مسیرهای ریلی شمال و اتصال به مسیرهای شرقی مطرح بوده است . امروز باید این ظرفیتها جدیتر دنبال شود .
پرتال حملونقل : درباره نقش چابهار و گوادر چه نظری دارید ؟
یکی از ظرفیتهای مهم ، استفاده از نظریه بندر دوقلو میان چابهار و گوادر است . ما با پاکستان و چین ظرفیتهای اقتصادی و سیاسی قابل توجهی داریم . اگر بتوانیم از طریق گوادر به کریدور اقتصادی چین و پاکستان ، یعنی CPEC ، متصل شویم ، بخشی از فشارهای دریایی و محدودیتهای جنوب قابل مدیریت خواهد بود .
این مسیر میتواند ایران را به بخش شرقی راه ابریشم متصل کند و امکان مبادله کالا را از میدانی متفاوت فراهم سازد . البته این موضوع نیازمند دیپلماسی فعال ، توافقات اجرایی و تصمیمگیری سریع است .
پرتال حملونقل : شما به موضوع قیمت نفت هم اشاره کردهاید . این موضوع چه نسبتی با راهبرد مقابله دارد ؟
یکی از ابزارهای ایران این است که بتواند از متغیر انرژی در معادلات جهانی استفاده کند . افزایش یا بالا ماندن قیمت نفت میتواند فشارهای سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی را بر بازیگری که خود را صاحب میدان میداند ، افزایش دهد .
از سوی دیگر ، کشورهای جنوب خلیج فارس نیز از افزایش قیمت نفت و رشد درآمدهای انرژی تأثیر میپذیرند . این موضوع میتواند به یک ابزار مذاکره و تعامل تبدیل شود . البته هدف نباید صرفاً ایجاد بحران باشد ، بلکه باید از ظرفیت انرژی برای تغییر محاسبات طرف مقابل استفاده کرد .
پرتال حملونقل : آیا احتمال میدهید این فشارها ادامهدار باشد ؟
بله . پیشبینی من این است که این محاصره و فشار ادامه پیدا میکند . شاید از جنگ مستقیم فاصله بگیریم ، اما انزوای ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی میتواند در میانمدت و بلندمدت ادامه یابد .
نکته مهم این است که برخی کشورهای منطقه نیز ممکن است از چنین شرایطی استقبال کنند . برخی بازیگران سالهاست ایران را به عنوان رقیب راهبردی خود میبینند و چنین لحظهای را فرصتی برای کاهش نقش ژئوپلیتیکی ایران تلقی میکنند . بنابراین نباید تصور کنیم که این فشار فقط از سوی یک بازیگر طراحی میشود ؛ بلکه میتواند با منافع برخی بازیگران منطقهای نیز همپوشانی پیدا کند .
پرتال حملونقل : در غرب و شمال کشور چه ظرفیتهایی باید فعال شود ؟
باید خط انتقال کالا از شمال کشور با جدیت فعال شود . مرزهای شمالی ، ظرفیتهای ریلی ، بنادر شمالی و مسیرهای اتصال به آسیای مرکزی باید به سرعت تقویت شوند .
از سمت غرب نیز مرزهای عراق اهمیت دارند . البته در این بخش باید با دوراندیشی سیاسی عمل کرد تا تنشهای جدید ایجاد نشود . اگر فشارهای سیاسی بر دولت عراق افزایش یابد ، ممکن است بخشی از مسیرهای غربی نیز تحت تأثیر قرار گیرد . بنابراین ایران باید پیش از رسیدن به آن نقطه، مسیرهای جایگزین و ابزارهای مذاکره خود را فعال کرده باشد .
پرتال حملونقل : نقش مردم در مقابله با این انزوای راهبردی چیست ؟
یکی از نکات بسیار مهم در مقابله با انزوای ژئوپلیتیکی ، حضور و همراهی مردم است . مردم باید نسبت به این موضوع آگاه باشند که کشور ممکن است وارد مرحلهای تازه از جنگ اقتصادی شود ؛ جنگی که ادامه همان فشارهایی است که طی دهههای گذشته با تحریم نفت ، محدودیت بازگشت منابع ارزی ، گرانسازی کالاهای وارداتی و فشار بر مبادلات تجاری تجربه کردهایم .
تا امروز ممکن است در برخی گروههای کالایی کمبود جدی احساس نشده باشد ، اما برای شرایط پیشرو باید مدیریت مصرف و مدیریت منابع جدی گرفته شود . منظور من لزوماً سیاست ریاضت اقتصادی نیست ، بلکه بازتعریف سیاستهای اقتصادی متناسب با شرایط موجود است .
ما باید منابع کشور را بهتر مدیریت کنیم و نوعی مدیریت محدودیتها را برای یک دوره مشخص حاکم سازیم تا بتوانیم زمین بازی را دوباره خودمان تعیین کنیم . یکی از اهداف فشارهای اقتصادی همین است که از داخل کشور فشار ایجاد شود و طرف مقابل بتواند میدان بازی را تعیین کند . تا امروز این اتفاق نیفتاده است و امیدواریم با مدیریت دولت و مسئولان ، چنین اتفاقی رخ ندهد .
پرتال حملونقل : جمعبندی شما از وضعیت فعلی و راهکار پیشنهادی چیست ؟
ایران در برابر راهبرد انزوای راهبردی نیازمند تصمیمگیری فوری ، متمرکز و آیندهنگرانه است . نمیتوان با رفتارهای احساسی یا حتی تصمیمهای عقلانی اما پراکنده ، با چنین راهبردی مقابله کرد .
باید ستاد اصلی تعیین راهبرد تشکیل شود ؛ کریدورهای شمالی ، شرقی و غربی فعال شوند ؛ پیمانهای منطقهای به کار گرفته شوند ؛ ظرفیت چابهار ، گوادر ، مسیرهای ریلی و بنادر شمالی جدی گرفته شود و همزمان مردم نیز نسبت به شرایط اقتصادی پیشرو آگاه و همراه شوند .
به باور من ، ایران میتواند زمین بازی را از حوزهای که طرف مقابل طراحی کرده ، به حوزهای منتقل کند که خودش در آن مزیت دارد . همانگونه که در جنگ تحمیلی سوم توانست با رهبری خردمندانه ، حضور مردم ، دلاوری نیروهای مسلح و مدیریت مطلوب دولت ، اراده خود را به میدان مبارزه منتقل کند ، قطعاً میتوانیم با مدیریت شرایط ، سیاست انزوای راهبردی را خنثی کنیم، از این وضعیت سربلند خارج شویم و نقش خود را به عنوان بازیگری فعال و تعیینکننده حفظ کنیم .