اهمیت تکمیل مسیرهای راهبردی و اتصال بنادر به خطوط آهن / ریل ، زیرساخت تابآوری ملی
به گزارش پرتال حمل و نقل ، تجربه دو جنگ در یک سال ، بار دیگر یک واقعیت را آشکار کرد : در شرایط بحران ، ریل فقط یک پروژه عمرانی نیست ، بلکه بخشی از زیرساخت امنیت اقتصادی کشور است .
اگر چه تأمین کالا در این دو مقطع بدون وقفه ادامه یافت ، اما کارشناسان هشدار میدهند که برای حفظ این پایداری در شرایط سختتر ، اتصال بنادر و مبادی اصلی ورود کالا به شبکه ریلی باید با سرعت بیشتری در دستور کار قرار گیرد .
جنگ ، اهمیت ریل را دوباره آشکار کرد
در شرایط عادی ، توسعه حملونقل ریلی معمولاً در قالب یک برنامه زیرساختی و اقتصادی مورد بحث قرار میگیرد ، اما در شرایط جنگی ، همین موضوع به یکی از مؤلفههای امنیت اقتصادی و پایداری تأمین کالا تبدیل میشود .
تجربه دو جنگ اخیر نیز این واقعیت را بار دیگر آشکار کرد که برای انتقال انبوه کالا از مبادی ورودی به سراسر کشور ، نمیتوان فقط به حمل جادهای متکی بود .
هرچند در این دو مقطع ، جریان تأمین کالا بدون وقفه ادامه یافت ، اما کارشناسان حوزه حملونقل بر این باورند که توسعه ریل در اتصال بنادر ، پایانههای مرزی و مراکز اصلی لجستیک ، باید بهعنوان یک اولویت راهبردی دنبال شود . به اعتقاد آنان ، ریل در شرایط بحران میتواند نقش یک پشتوانه مطمئن را برای حمل حجم بالای کالا و کاهش آسیبپذیری شبکه توزیع ایفا کند .
چرا اتصال بنادر به ریل اهمیت دارد ؟
در بسیاری از کشورها ، بنادر اصلی به شبکه سراسری راهآهن متصل هستند تا کالا پس از ورود ، در سریعترین زمان ممکن به مراکز مصرف ، تولید یا انبارهای داخلی منتقل شود . در ایران نیز بخشی از بنادر به شبکه ریلی متصل شدهاند ، اما این اتصال هنوز کامل و فراگیر نیست و برخی گرههای مهم تجاری کشور همچنان از این مزیت محروماند .
سعید قصابیان ، کارشناس حملونقل ریلی ، با اشاره به همین موضوع میگوید : در کشورهایی که ریل توسعه بیشتری دارد، تأمین بهموقع کالا و حمل آن در مواقع بحران با مخاطره کمتری انجام میگیرد.
به گفته او ، حجم بزرگی از کالا از طریق بنادر وارد کشور میشود و جابهجایی سریع این حجم از بار ، تنها با تکیه بر کامیونها امکانپذیر نیست .
وی معتقد است اتصال بنادر به شبکه ریلی ، علاوه بر تسهیل واردات ، در صادرات نیز نقش مهمی دارد و میتواند جابجایی کالاهای غیرنفتی را روانتر و کمهزینهتر کند .
بندر امام ؛ نمونهای از اهمیت ریل در تأمین کالا
یکی از مثالهای مهم در این زمینه ، بندر امام خمینی(ره) است ؛ بندری که بخش مهمی از کالاهای اساسی از طریق آن وارد کشور میشود .
قصابیان با اشاره به این بندر میگوید اگر بندر امام به راهآهن متصل نبود ، توزیع کالاهای اساسی که عمدتاً از این مسیر وارد میشوند ، با مشکلات جدی مواجه میشد .
این نمونه نشان میدهد اتصال ریلی بنادر ، فقط یک مزیت لجستیکی نیست ، بلکه در شرایط خاص میتواند به عاملی تعیینکننده برای جلوگیری از اختلال در بازار کالاهای اساسی تبدیل شود . به همین دلیل ، کارشناسان تأکید میکنند که این الگو باید به سایر بنادر مهم کشور نیز تعمیم داده شود .
چابهار ؛ پروژهای راهبردی که هنوز کامل نشده است
در میان بنادر کشور ، چابهار جایگاهی متفاوت دارد . این بندر بهعنوان تنها بندر اقیانوسی ایران ، میتواند در شرایط فشار بر مسیرهای جنوبی و سنتی تجارت ، نقش یک مسیر پشتیبان راهبردی را ایفا کند .
با این حال ، چابهار هنوز بهطور کامل به شبکه ریلی سراسری متصل نشده و همین مسأله ، ظرفیتهای آن را محدود کرده است .
قصابیان در این باره میگوید واردات و صادرات از بنادری مانند چابهار و بوشهر که هنوز به ریل متصل نشدهاند ، متناسب با ظرفیت بالقوه آنها نیست . تجهیز اسکلهها در چابهار و اتصال این بندر به راهآهن ، میتواند ظرفیت آن را چند برابر کند .
راهآهن چابهار – زاهدان با هدف تکمیل کریدور ریلی شمال – جنوب ، اتصال بندر اقیانوسی کشور به شبکه داخلی و تسهیل انتقال کالا میان هند ، ایران و روسیه در دستور کار قرار گرفته است .
این خط ریلی حدود ۶۰۰ کیلومتر طول دارد و تکمیل آن ، چابهار را به زاهدان و در ادامه به شبکه سراسری و مرزهای شرقی و شمالشرقی متصل میکند . با این حال ، با وجود پیشرفت بخشی از مسیر ، این پروژه هنوز به بهرهبرداری کامل نرسیده و تأمین منابع مالی از مهمترین موانع آن عنوان میشود .
اولویتبندی بودجه برای طرحهای راهبردی
یکی از نکات مهمی که در این گزارش مطرح میشود ، ضرورت تمرکز منابع بر پروژههای ملی و راهبردی است .
قصابیان معتقد است در شرایط فعلی ، کشور باید بودجههای زیرساختی را بهجای توزیع گسترده میان طرحهای متعدد ، بر تکمیل پروژههای کلیدی متمرکز کند .
وی میگوید : پیشنهاد ما این بود که بودجههای زیرساختی حوزه راهآهن در پروژههای مهم متمرکز شود و تا آن پروژه به اتمام نرسیده ، سراغ مسیرهای دیگر نرویم .
به اعتقاد وی ، راهآهن چابهار از جمله پروژههایی است که به دلیل اهمیت اقتصادی ، تجاری و امنیتی ، باید در اولویت تصمیمگیری و تخصیص منابع قرار گیرد .
این نگاه ، بویژه در شرایط جنگی ، اهمیت بیشتری پیدا میکند . زیرا پروژهای مانند چابهار ، فقط یک مسیر حملونقل جدید نیست ، بلکه میتواند در زمان بحران ، بخشی از بار لجستیکی کشور را از مسیرهای تحت فشار دور کند .
ریل و جاده ؛ رقابت نابرابر در حمل بار
با وجود مزیتهای ریلی ، کارشناسان معتقدند باید در ارزیابی ظرفیت راهآهن واقعبین بود . در حال حاضر ، بخش عمده حمل بار کشور همچنان بر دوش جاده است و انتقال تدریجی بار از جاده به ریل ، بدون اصلاح برخی متغیرهای اقتصادی و عملیاتی ، بهسادگی ممکن نخواهد بود .
قصابیان در این باره توضیح میدهد که در برخی طرحهای توسعهای ، سهم ۳۰ درصدی برای حمل بار ریلی در نظر گرفته شده ، اما با توجه به روند توسعه زیرساخت ، وضعیت ناوگان و شرایط اقتصادی حمل بار ، تحقق این عدد در کوتاهمدت واقعبینانه نیست .
به گفته او ، یکی از مزیتهای اصلی حملونقل ریلی ، صرفهجویی در مصرف سوخت است ، اما در شرایطی که قیمت سوخت در کشور پایین است ، این مزیت برای صاحبان بار کمتر محسوس میشود و در نتیجه ، حمل جادهای همچنان جذابتر باقی میماند .
او همچنین تأکید میکند زمان انتقال بار در جاده معمولاً کمتر از راهآهن است و همین مسأله باعث میشود صاحبان کالا ، در صورت پایین بودن هزینه جاده ، کامیون را به قطار ترجیح دهند .
شرط توسعه حمل بار ریلی ؛ رقابتپذیری اقتصادی
بر این اساس ، توسعه حمل بار ریلی فقط به ساخت خط محدود نمیشود ، بلکه نیازمند طراحی تعرفهها و هزینههای خدمات بهگونهای است که حمل ریلی بتواند در عمل با جاده رقابت کند .
قصابیان معتقد است هزینه خدمات حمل ریلی باید به اندازهای تنظیم شود که صاحب کالا ، با وجود زمان بیشتر حمل ، در مجموع به صرفه اقتصادی آن برسد .
به بیان دیگر ، اگر قرار است سهم ریل در حمل بار افزایش یابد ، سیاستگذاری در این حوزه باید همزمان سه محور را دنبال کند : تکمیل زیرساخت ، تقویت ناوگان و افزایش رقابتپذیری اقتصادی حمل ریلی . بدون این سه ضلع ، توسعه خطوط جدید نیز لزوماً به جهش در سهم ریل منجر نخواهد شد .
بنادر خشک و مراکز لجستیکی ؛ حلقه مکمل شبکه ریلی
در کنار اتصال بنادر به راهآهن ، توسعه مراکز لجستیکی و بنادر خشک نیز یکی دیگر از ابزارهای افزایش تابآوری حملونقل کشور در شرایط بحران است .
این مراکز میتوانند بار را از مبادی اصلی دریافت کرده ، در نقاط داخلی کشور تجمیع و برای توزیع نهایی آماده کنند ؛ مدلی که هم هزینه حمل را کاهش میدهد و هم امکان مدیریت بهتر جریان کالا را فراهم میسازد .
قصابیان در این زمینه میگوید ایجاد بنادر خشک و مراکز لجستیکی متصل به ریل ، بویژه در شرایطی مانند جنگ ، یک گزینه کاملاً در دسترس برای کشور است . به گفته او ، این مراکز میتوانند نقشی مشابه بنادر در داخل سرزمین ایفا کنند و به توزیع امنتر و منظمتر کالا کمک کنند .
وی با اشاره به بندر خشک آپرین در استان تهران میگوید اگرچه این مرکز از ظرفیت قابل توجهی برخوردار است ، اما توسعه آن در سالهای گذشته با سرعت مورد انتظار پیش نرفته است . در عین حال ، تجربه استفاده خودروسازان از این مرکز نشان داده که مدل انتقال ترکیبی ریل و جاده، قابلیت تعمیم به سایر کالاها را نیز دارد .
فرصتهای منطقهای که نباید از دست برود
توسعه ریلی فقط به جابجایی داخلی محدود نمیشود . در سالهای اخیر ، گسترش خطوط بینالمللی ریلی ، بویژه در شرق آسیا و کریدورهای منتهی به اروپا ، اهمیت مسیرهای عبوری از ایران را نیز افزایش داده است .
در این میان ، چین بهعنوان یکی از مهمترین شرکای تجاری ایران ، چند مسیر برای انتقال بار به اروپا تعریف کرده که یکی از آنها از شرق به غرب و از مسیر ایران عبور میکند .
قصابیان میگوید یکی از این مسیرها از سرخس وارد ایران میشود و پس از عبور از کشور ، به مرز رازی و سپس ترکیه میرسد . با این حال ، به گفته او ، ایران در سالهای گذشته نتوانسته از این فرصت بهطور کامل استفاده کند و توسعه خط ریلی سرخس - رازی با سرعت مورد انتظار پیش نرفته است .
این موضوع نشان میدهد که توسعه ریل ، علاوه بر نقش داخلی در تأمین کالا ، میتواند جایگاه کشور را در کریدورهای منطقهای و بینالمللی نیز تقویت کند ؛ فرصتی که در شرایط تحریمی و بحرانهای منطقهای ، اهمیت مضاعفی پیدا میکند .
ریل ؛ یک پروژه عمرانی یا زیرساخت امنیت اقتصادی ؟
تجربه ماههای اخیر بهخوبی نشان داده است که توسعه ریلی دیگر صرفاً یک موضوع عمرانی یا حملونقلی نیست .
در شرایطی که کشور ممکن است با اختلال در برخی مسیرهای تأمین ، فشار بر شبکه جادهای یا افزایش نیاز به جابهجایی سریع و ایمن کالا مواجه شود ، راهآهن به بخشی از زیرساخت امنیت اقتصادی تبدیل میشود .
کارشناسان بر این باورند که تکمیل خطوط ریلی راهبردی ، اتصال بنادر و پایانههای مرزی به شبکه سراسری، توسعه مراکز لجستیکی و اصلاح سیاستهای حمایتی از حمل ریلی ، باید حتی در شرایط جنگ و فشار بودجهای نیز در اولویت باقی بماند .
اگر کشور بخواهد در شرایط بحرانی ، کالاهای مورد نیاز مردم را با سرعت، امنیت و پایداری بیشتری از مبادی ورودی به سراسر کشور منتقل کند ، توسعه شبکه ریلی دیگر یک انتخاب ثانویه نیست ؛ بلکه بخشی از الزامات تابآوری ملی است .