نقش سواحل مکران در ایجاد بازدارندگی در برابر تهدیدات نظامی
به گزارش پرتال حمل و نقل به قلم محسن فاطمی - پژوهشگر اقتصاد ، در پی جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل ، بار دیگر این واقعیت برجسته شد که بازدارندگی موثر در جهان امروز ، فقط با قدرت نظامی حاصل نمیشود . در این میان ، توسعه متوازن اقتصادی در مناطق راهبردی نظیر سواحل مکران ، میتواند با افزایش عمق استراتژیک و تنوع زیرساختهای حیاتی ، به سپری چندلایه در برابر تهدیدات نظامی ، اقتصادی و ژئوپلیتیکی بدل شود .
تحولات پرشتاب امنیتی در منطقه غرب آسیا ، به ویژه در پی جنگ دوازده روزه میان جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی در خرداد و تیر ۱۴۰۴ (ژوئن ۲۰۲۵) ، بار دیگر نشان داد که مولفههای بازدارندگی در جهان امروز ، فراتر از مرزهای نظامی تعریف میشوند .
در شرایطی که تلاقی تهدیدات نظامی ، اقتصادی و سایبری به یک واقعیت مستمر تبدیل شده ، تکیه صِرف بر قدرت سخت ، دیگر پاسخگوی نیازهای امنیتی و ژئوپلیتیکی کشورها نیست . در چنین فضایی ، توسعه متوازن اقتصادی و به ویژه گسترش زیرساختهای راهبردی در مناطق حساس جغرافیایی ، به یکی از ارکان اصلی بازدارندگی تبدیل شده است .
سواحل مکران ، با حدود ۷۰۰ کیلومتر امتداد در کرانه دریای عمان و مجاورت با شاهراههای انرژی و تجارت جهانی ، یکی از مناطق کمتر بهرهبرداریشده اما فوقالعاده راهبردی ایران محسوب میشود . ظرفیتهای پنهان این منطقه ، چه در پیوند با کریدورهای بینالمللی چون شمال-جنوب و شرق-غرب و چه در اتصال به اقیانوس هند و بازارهای آسیایی ، به خوبی میتوانند به عنوان اهرمهای افزایش عمق استراتژیک کشور عمل کنند . در اسناد رسمی همچون «مطالعات آمایش سرزمین» و «سند راهبردی توسعه مکران» ، بارها بر نقش این منطقه در تقویت بنیانهای ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران تاکید شده است .
پرسش محوری این نوشتار آن است که «آیا و چگونه میتوان از طریق توسعه سواحل مکران ، بازدارندگی ایران در برابر تهدیدات نظامی را به گونهای پایدار و چندلایه تقویت کرد ؟»
اهمیت ژئوپلیتیکی سواحل مکران در معادلات منطقهای
سواحل مکران به عنوان بخش شرقی سواحل جنوبی ایران ، از بندر جاسک در استان هرمزگان تا بندر گواتر در استان سیستان و بلوچستان امتداد دارد و ایران را به صورت مستقیم به دریای عمان و اقیانوس هند متصل میکند . این ویژگی جغرافیایی سبب شده مکران تنها منطقهای در ایران باشد که خارج از تنگه هرمز ، به آبهای آزاد جهانی دسترسی پایدار دارد ؛ مزیتی راهبردی که در زمان بحرانهای ژئوپلیتیکی ، به ویژه در سناریوهای انسداد تنگه ، از اهمیت حیاتی برخوردار است .
در سطح کلانتر ، این منطقه در نقطه تلاقی چند کریدور کلیدی بینالمللی قرار دارد . کریدور شمال - جنوب که ایران ، روسیه ، هند و آسیای مرکزی را به یکدیگر متصل میکند ، از طریق بندر چابهار و راهآهن شرق کشور به حوزه نفوذ دریای عمان پیوند میخورد . همچنین طرحهای اتصال مکران به کریدور شرق - غرب از طریق پاکستان و چین (در قالب پروژه CPEC و کمربند-جاده چین) ظرفیتهای افزودهای برای تعامل منطقهای ایجاد کردهاند .
سواحل مکران ، با نزدیکی به بنادر راهبردی گوادر پاکستان ، دقم عمان و ارتباط تجاری با هند ، به تدریج در حال تبدیل شدن به عرصهای رقابتی میان قدرتهای منطقهای چون چین ، هند ، روسیه و کشورهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس است . در این میان ، حضور فعال ایران در توسعه این منطقه ، نه فقط یک الزام اقتصادی ، بلکه ابزاری برای تثبیت جایگاه ژئوپلیتیکی کشور در سطح منطقهای و فرامنطقهای به شمار میرود .
توسعه اقتصادی سواحل مکران ؛ از چابهار تا جاسک
سواحل مکران در دو دهه اخیر به یکی از کانونهای تمرکز سیاستهای توسعهای کشور تبدیل شدهاند . این منطقه با اتکا به برنامههای بلندمدت در حوزههای بندر ، انرژی ، حملونقل و صنایع سنگین ، به تدریج در حال گذار از حاشیهنشینی تاریخی به جایگاهی مرکزی در راهبردهای ملی توسعه و امنیت اقتصادی است . ۲ نقطه کلیدی در این سواحل - چابهار در شرق و جاسک در غرب مکران - به مثابه لنگرگاههای این تحولات شناخته میشوند .
در چابهار ، پروژههای توسعهای با محوریت منطقه آزاد تجاری-صنعتی چابهار و بندر شهید بهشتی دنبال شدهاند که شامل گسترش زیرساختهای بندری ، احداث مجتمعهای پتروشیمی، اتصال به خط آهن زاهدان - چابهار و راهاندازی پایانههای صادراتی است . این منطقه از سال ۱۳۹۴ به عنوان تنها بندر اقیانوسی ایران مورد توجه قرار گرفته و با حمایتهایی از سوی هند و افغانستان نیز همراه بوده است .
در غرب مکران ، پروژه راهبردی انتقال نفت خام از گوره (بوشهر) به جاسک ، شامل یک خط لوله ۱۰۰۰ کیلومتری ، پایانه صادراتی و مخازن استراتژیک نفت خام ، ظرفیت صدور روزانه یک میلیون بشکه نفت خارج از تنگه هرمز را فراهم کرده است . این پروژه که توسط شرکت ملی نفت ایران در سال ۱۴۰۰ به بهرهبرداری رسید ، به عنوان یک شریان راهبردی صادرات انرژی شناخته میشود که آسیبپذیری ژئوپلیتیکی ایران را کاهش داده است .
ترکیب این زیرساختها ، نه فقط قابلیت ایران را در مدیریت تحریمها ، تنوعبخشی مبادی تجاری و صادرات انرژی افزایش میدهد ، بلکه به عنوان مولفههایی از «بازدارندگی اقتصادی» در معادلات امنیت ملی عمل میکنند. پراکندگی هدفهای حیاتی در جنوب شرقی کشور ، گزینههای دشمن در تهدید مستقیم را محدود و پرهزینه میسازد .
افزایش عمق استراتژیک و پراکندگی داراییهای حیاتی
در ادبیات راهبردی ، «عمق استراتژیک» به میزان فاصله جغرافیایی میان داراییهای حیاتی یک کشور با مرزهای آسیبپذیر و خطوط تهدید تعبیر میشود ؛ مفهومی که افزون بر بُعد جغرافیایی ، شامل توان توزیع و پراکندگی منابع حیاتی نیز است . برای جمهوری اسلامی ایران که بخش اعظم زیرساختهای نفتی ، صادراتی و نظامی آن در نوار باریک ساحلی خلیج فارس متمرکز شدهاند ، ارتقا عمق استراتژیک از اولویتهای امنیتی بلندمدت محسوب میشود .
در این چارچوب ، توسعه زیرساختهای انرژی ، حملونقل و ذخیرهسازی در سواحل مکران ، به ویژه در محدوده بندر جاسک و منطقه خلیج گواتر ، به معنای انتقال بخشی از داراییهای راهبردی کشور به مناطقی با آسیبپذیری کمتر است . پروژه خط لوله گوره به جاسک و تاسیسات پشتیبان آن ، با هدف کاهش تمرکز صادرات نفت در پایانه خارک و افزایش توان تابآوری کشور در صورت بحران نظامی یا تحریم دریایی طراحی شده است .
چنین پراکندگی هوشمندانهای نه فقط گزینههای دشمن را برای هدفگیری محدود میکند ، بلکه با هزینهزا کردن هرگونه عملیات نظامی موثر علیه ایران ، نقش بازدارندهای ایفا میکند . این شکل از «بازدارندگی غیرمستقیم» بر پایه طراحی ژئوپلیتیکی زیرساختها بنا شده و در دکترین امنیتی کشورهایی چون چین ، روسیه و حتی هند نیز مورد استفاده قرار گرفته است .
اثر توسعه مکران بر دیپلماسی اقتصادی و قدرت چانهزنی ایران
توسعه زیرساختی و اقتصادی در سواحل مکران، افزون بر کارکردهای اقتصادی و امنیتی ، به طور فزایندهای به ابزاری موثر در دیپلماسی اقتصادی منطقهای ایران تبدیل شده است . این منطقه در مسیر پیوند ژئوپلیتیکی ایران با کشورهای شرقی و جنوبی همچون هند ، چین ، روسیه ، قزاقستان ، ازبکستان و عمان قرار دارد و ظرفیت آن را دارد که به گره اتصال آسیای مرکزی به آبهای آزاد و اقیانوس هند بدل شود .
بندر چابهار ، نقش مهمی در ارائه جایگزینی برای بنادر پاکستان (مانند گوادر) ایفا کرده و مسیر جدیدی برای صادرات و واردات کشورهای محصور در خشکی آسیای مرکزی گشوده است . بر اساس تفاهمنامههای سهجانبه ایران - هند - افغانستان ، این بندر در حال تبدیل به حلقه حیاتی کریدور شرق ایران به آسیای جنوبی است . افزون بر این ، همکاریهای فزاینده با روسیه و چین در قالب ابتکارهایی چون کریدور شمال - جنوب ، جایگاه مکران را در محاسبات ژئوپلیتیکی شرکای شرقی تقویت کرده است .
چنین پیوندهایی باعث میشود هرگونه بیثباتی در جنوب ایران ، نه فقط تهدیدی علیه کشور ، بلکه تهدیدی علیه منافع تجاری و ترانزیتی دیگران نیز تلقی شود . به بیان دیگر ، ایجاد منافع مشترک بندری و لجستیکی با کشورها ، به نوعی بازدارندگی اقتصادی مبتنی بر منافع متقابل میانجامد و مانع از شکلگیری اجماع علیه ایران در شرایط بحرانی میشود .
بازدارندگی ترکیبی ؛ از اقتصاد به دفاع
بازدارندگی در نظم امنیتی نوین فقط به مولفههای نظامی محدود نمیشود ، بلکه ترکیبی از عناصر اقتصادی ، ژئوپلیتیکی و دفاعی را شامل میشود که در تعامل با یکدیگر ، هزینه اقدام نظامی علیه یک کشور را به شدت افزایش میدهند . توسعه اقتصاد دریامحور در سواحل مکران ، نمونهای روشن از این رویکرد «بازدارندگی ترکیبی» است .
همافزایی میان سرمایهگذاریهای اقتصادی - صنعتی در منطقه (از بندر چابهار تا پایانه نفتی جاسک) با حضور نظامی مقتدر نیروی دریایی ارتش و سپاه ، نه فقط عمق استراتژیک ایران را در برابر تهدیدات افزایش میدهد ، بلکه پراکندگی جغرافیایی تاسیسات حیاتی را به عاملی برای کاهش آسیبپذیری ایران در برابر حملات نقطهای تبدیل کرده است . در صورت حمله ، دشمن با مجموعهای از اهداف پراکنده ، متصل به شرکای منطقهای و بینالمللی و دارای حمایت لجستیکی و ژئوپلیتیکی مواجه خواهد بود .
نمونههایی از چنین مدلهای بازدارندگی تلفیقی را میتوان در سیاست دریایی چین در دریای جنوبی و راهبرد نظامی-اقتصادی روسیه در قطب شمال مشاهده کرد ؛ جایی که توسعه زیرساختهای انرژی و تجاری در کنار حضور نظامی موجب موازنهسازی موثر شدهاند .
به عبارت دیگر ، مکران اگر به درستی و با سرمایهگذاری پایدار دولتی و بخش خصوصی توسعه یابد ، میتواند نقشی بیبدیل در ایجاد بازدارندگی غیرمستقیم برای ایران ایفا کند ؛ بازدارندگی که نه از طریق تهدید، بلکه از مسیر افزایش هزینه برای متجاوزان و شکلگیری منافع مشترک با سایر کشورها حاصل میشود .
توصیههای سیاستی
تحولات جنگ ۱۲ روزه بار دیگر نشان داد که بازدارندگی موثر نه فقط در قدرت نظامی ، بلکه در ساختار اقتصادی ، موقعیت ژئوپلیتیکی و زیرساختهای پراکنده و راهبردی ریشه دارد . سواحل مکران ، به عنوان یکی از آخرین ظرفیتهای بکر توسعه در ایران ، قابلیت آن را دارد که به ستون فقرات اقتصاد دریامحور و بازدارندگی غیرمستقیم کشور تبدیل شود .
از توسعه بندر چابهار به عنوان شاهراه اتصال آسیای مرکزی به اقیانوس هند ، تا پایانه استراتژیک نفتی جاسک که جایگزینی امن برای تنگه هرمز محسوب میشود ، مجموعهای از مولفهها در مکران گرد آمدهاند که اگر با برنامهریزی میانبخشی ، سرمایهگذاری هدفمند و دیپلماسی فعال بندری پشتیبانی شوند ، میتوانند جایگاه ایران را در معادلات اقتصادی و امنیتی منطقهای ارتقا دهند .
در این راستا سیاستگذاران کشور باید چند اولویت را مدنظر قرار دهند :
اول : تسریع در تکمیل پروژههای زیرساختی در حوزه لجستیک ، حملونقل ، انرژی و مناطق آزاد در سواحل مکران .
دوم : همافزایی نهادی میان بخش دفاعی و اقتصادی برای تدوین راهبرد جامع توسعه دریامحور با رویکرد بازدارندگی .
سوم : تقویت دیپلماسی اقتصادی بندری با کشورهای شرقی و جنوبی به ویژه هند ، عمان ، چین و روسیه .
چهارم : جذب سرمایهگذاری خارجی در قالب مشارکتهای راهبردی و نه صرفا پروژهمحور .
پنجم : قرار دادن مکران در صدر اولویتهای امنیت اقتصادی ملی ، به مثابه فرصتی برای کاهش تمرکز راهبردی از خلیج فارس و افزایش عمق دفاعی ایران .
مکران ، اگر به درستی دیده شود ، میتواند به سپر اقتصادی کشور در برابر تهدیدهای آینده تبدیل گردد .
منتظر حضور شما در پیج اینستاگرام iranway هستیم